صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩ - ٢ خلافكاران
گرداند و تا اواخر خلافت عثمان، در كمال احترام، نزد اهل نفاق زيست.
عايشه خطاب به مروان مىگويد: «أمّا أنْتَ يا مروانُ، فأشْهَدُ أنَّ رسول الله صلى الله عليه و آله لَعَن أباك و أنت في صُلبه»؛ «اما تو اى مروان، گواهى مىدهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله پدرت را- در حالى كه تو هنوز در صلب او بودى- لعن كرد.»
عبدالله بن عمرو بن العاص مىگويد: نزد پيامبر بودم كه فرمود: «اكنون مرد لعينى وارد مىشود.» همان لحظه، حكم بن ابى العاص وارد شد.
در سبب لعن و نفرين پيامبر نسبت به حكم نوشتهاند: علاوه بر جاسوسى و افشاى اسرار سياسى، همواره پيامبر را با رفتارهاى ناهنجار تمسخر مىكرد. گاه راه رفتن پيامبر صلى الله عليه و آله را- كه به سبب پيرى، به سختى راه مىرفت- تقليد مىكرد و به دنبال ايشان، لنگان لنگان راه مىرفت و موجب تمسخر حضرت مىگرديد. نوشتهاند: گاه كه پيامبر در خانه يكى از زوجات خود خلوت داشت، از ديوار خانه بالا مىرفت، سر مىكشيد و شكلك در مىآورد. وقتى پيامبر او را ديد، فرمان تبعيدش را صادر كرد و فرمود: «اميدوارم همواره ناهنجار و لنگان باشى.» حَكَم تا آخر عمر پليدش، زشت منظر و در راه رفتن، لرزان و مورد مسخره ديگران شد.
عبدالرحمان بن حسان بن ثابت در اين باره مىگويد:
|
إنّ اللعين أبوك فارم عظامه |
إن ترم ترم مخلَّجاً مجنونا |
|
|
يُمسى خميص البطن من عمل التقى |
و يظلّ من عمل الخبيث بطينا[١] |
|
[١] . الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، حاشية الاصابه، ج ١، ص ٣١٧ و ٣١٨ و اسد الغابه، ج ٢، ص ٣٣ و ٣٤.