صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥ - صحابه و تفسير قرآن
داشته باشند. پيامبر در زمان حيات پُربركت خود، همه مسئوليت آموزش تازه مسلمانان را مستقيماً بر دوش نمىگرفتند، بلكه گروهى از صحابه را مسئول آموزش و تعليم ديگران نموده بودند، از اين رو به طور طبيعى، اين وضعيت پس از ارتحال آن حضرت ادامه يافت.
اين گروه از صحابه و همچنين تابعان آنها كه به عهد نزول وحى نزديكتر بودند، از اسباب نزول آگاهتر بودند و مفاهيم لغوى و اصطلاحات رايج در عهد رسالت را بهتر درك مىكردند؛ زيرا به عرب معاصر دسترسى بيشترى داشتند و احاديث منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اقوال صحابه را واقف بودند، از اين رو يكى از مهمترين ذخاير علمى در تفسير قرآنند كه استفاده از آنان يك ضرورت انكارناپذير است.[١]
ايشان در تفسير اثرى جامع به طور صريح بيان مىكنند كه مراجعه به تفاسير صحابى و تابعان، صرفاً به منظور بهرهگيرى در تحقيقات است؛ نه آن كه تقليد و تعبدى در كار باشد.
لازم به ذكر است كه حضرت استاد سه نوشته در باب صحابه رسول اللّه تأليف كردهاند: اثر اول، تفسير و مفسران است كه در سال ١٤١٨ ق به چاپ رسيد. اثر دوم تفسير اثرى جامع است كه در سال ١٤٢٥ ق به زيور طبع
[١] . ر. ك: التفسير و المفسرون، قيمة تفسير التابعى، ج ١، ص ٤٢٤( چاپ اول) و ص ٣٥٨( چاپ دوم)؛ التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ١٠٥ و ١٠٦.