صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٩
يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ)[١]؛ «هرگاه آنان را ببينى، از اندامشان در شگفت شوى [كه آراسته است] و اگر سخن گويند، گوش فرا دهى [چون چربزبان و چاپلوسند. آرى،] آنان همچون چوبهايىاند كه بر ديوار تكيه زدهاند.»
اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد: اينان هم چنان به حيات ننگين خود ادامه دادند و در چاپلوسى، خود را به پيشگامان گمراهى و داعيان جهالت، نزديك ساختند و از هرگونه تزوير و كذب و بهتان خوددارى نكردند، بدينسبب آن واليان ستمگر، آنها را به مناصب و مقامات دولتى گماشتند و بر گرده مردم بينوا تحميل كردند. آرى، مردم همواره همراه و همگام با حكمرانان و دنياپرستان، ره سپارند؛ جز آنان كه با عنايت خاص پروردگار، پاك زندگى مىكنند.
٢. دومين گروه، كسانىاند كه مطلبى را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند، ولى به خوبى آن را ضبط نكردهاند و گاه همراه با وهم و خيالپردازى، نقل مىكنند. خود آنها به آن روايتها عمل مىكنند و براى ديگران نيز روايت مىكنند و مىگويند كه آن را از پيامبر شنيدهايم. اگر مردم بدانند كه اين گفتهها آميخته با وهم و خيال است، از آنها نمىپذيرند و اگر خودشان هم متوجه شوند كه توهمى بيش نيست، آنرا به دور مىافكنند.
٣. سومين گروه، كسانىاند كه مطلبى را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند، ولى ناسخ يا مخصص آن را نشنيدهاند و همانگونه كه شنيدهاند، نقل مىكنند. اگر مردم بدانند مطلب آنها منسوخ يا مخصوص است، آن را بدانگونه از آنها نمىپذيرند.
[١] . منافقين ٦٣: ٤.