صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢ - ٢ خلافكاران
جايگزين خود مىكرد. سمره در اين مدت كوتاه از زياده روى در خونريزى به بهانههاى واهى، روىگردان نبود و بيش از هشت هزار نفر را سر بريد. زياد پس از برگشت [از يكى از سفرهايش] او را سرزنش كرد و گفت: آيا نمىهراسى كه ميان كشتهشدگان بىگناهى باشد؟ سمره گفت: اگر دو برابر اين مقدار را هم مىكشتم، هراسى نداشتم.[١]
ابو سوّار عَدَوى گويد: سمره در يك صبحگاه، تنها از قبيله ما چهل و هشت نفر را سر بريد كه همگى حافظ قرآن بودند.[٢]
سلمان عجلى گويد: افراد كثيرى را ديدم كه به حضور سمره آوردند كه همگى به وحدانيت خدا و رسالت خاتم الانبياء شهادت مىدادند و از هرگونه انديشه و مكتب انحرافى تبرّى مىجستند. سمره بدون توجه به شهادت آنان، دستور داد تا همگى را سر ببرند. عجلى گويد: تا بيست و اندى را شاهد بودم كه سر بريد؛ ديگر تاب نياوردم و بيرون رفتم.[٣]
سمره آن اندازه در خونريزى و ستمگرى بيداد كرد كه فردى مثل معاويه از كارهاى او به وحشت افتاد و او را از ولايت موقت بصره به كلى عزل كرد.
سمره گويد: خدا معاويه را لعنت كند؛ چنانچه به اندازه فرمانبردارى از وى، از خدا فرمان برده بودم، شايد خداوند مرا مىآمرزيد.[٤]
آرى، فرمانبردارى وى از معاويه، نزد پروردگار بخشودنى نبود و او، خود، به خوبى مىدانست كه جرايم و جنايات او بخشيدنى نيست.
[١] . تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٣٦.
[٢] . همان، ص ٢٣٧.
[٣] . همان، ص ٢٩٢.
[٤] . همان، ص ٢٩١.