جنگ نرم

جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٤١

به كارگيرى ديپلماسى عمومى در كنار به كارگيرى قدرت نرم در ميان نخبگان جامعه هدف مطرح كرد. بعدها نظرات او تكميل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سياست خارجى آمريكا تحت عنوان به كارگيرى «قدرت هوشمند»Smart power به مورد اجرا گذارده شد.

بر اساس اين نظريه آمريكا با استفاده از ديپلماسى عمومى و قدرت هوشمند به برقرارى نفوذ در بدنه جامعه هدف كمك مى‌كند.

اين ديدگاه با دستورالعمل‌هاى اجرايى كه توسط كارشناسان اطلاعاتى آمريكا نظير دكتر «جين شارپ» تهيه شد، در سطح رسانه‌هاى گروهى به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. در واژه‌پردازى‌هاى ژورناليستى معمول در جهان حتى حركت‌هايى نظير آنچه در ميان «بودايان تبتى» يا «برمه‌اى» انجام گرفت نيز انقلاب رنگى خوانده شد. چرا كه آنها هم از نمادهاى رنگى در مبارزاتشان سود جستند اگر چه به جايى نرسيدند.

مصاديق‌[١]

در سال‌هاى پايانى جنگ سرد، اولين پروژه براندازى نرم در لهستان و با رهبرى لخ والسا در جنبش كارگرى اين كشور در سال ١٩٨٤ تحقق يافت و با فروپاشى شوروى و يوگسلاوى و چند كشور ديگر اروپاى شرقى، براندازى نرم به پارادايم جديدى در حوزه قدرت و امنيت تبديل شد.

در اين سال‌ها، مفاهيمى در گفتمان امنيت ملى كشورها وارد گرديد كه تفاوت ماهوى و شكلى عميقى با گفتمان‌هاى پيشين داشت. زيرا آنچه قدرت حفاظتى يا تهديدزدايى براى امنيت ملى كشورها محسوب مى‌شد، بيشتر از مفهوم قدرت سخت و ساز و كارهاى آن مانند، قدرت نظامى، قدرت‌


[١] - روزنامه كيهان، شماره ١٩٢٤١