جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ١٠٦
٣. نفوذ در مراكز قدرت نظام: بايد با تضعيف مراكز نظارتى نظام، مانند شوراى نگهبان و هستههاى گزينش چنان كرد كه زمينه نفوذ براى هواداران غرب مهياتر شود.
٤. بى اعتبار سازى رسانه ملى: رسانه ملى بايد به شيوههاى مختلف به تصرف در آيد. حال اگر نشد بايد آن را از اعتبار انداخت و متهمش كرد كه دروغ مىگويد و جناحى عمل مىكند. سپس رسانههاى جايگزين مطرح مىشود كه امروزه در سايه پيشرفتهاى فن آورى دستيابى به آن كار سختى نيست.
٥. از كار انداختن نيروهاى ضد براندازى: نيروهاى امنيتى و نظامى به ويژه سپاه مهمترين نيروهايى هستند كه بايد در برابر براندازان بايستند. توپخانه رسانهاى دشمن تلاش مىكند تا اين نيروها را بىانگيزه كند و با طرح مباحثى نظير قتل زنجيرهاى و امثال آن دستگاه امنيتى يك كشور را تضعيف كند.
٦. بيرون راندن مخالفان: با نفوذ تدريجى و قدرت يابى هواداران غرب در مراكز حساس، كار تصفيه تدريجى اين مراكز از طرفداران واقعى نظام، در صورتى كه دست از عقايد ارزشى خود بر ندارند آغاز مىشود و به اين ترتيب يك براندازى نرم صورت گرفته است.
الزامات و خصوصيات براندازى نرم[١]
مطابق آنچه تاكنون بيان شد مىتوان گفت براندازى نرم به لحاظ ماهوى، كار روى فكر افراد است و در كل، عملى فرهنگى تبليغى محسوب مىشود. به سخن ديگر، نوعى جنگ فرهنگى و عمليات روانى است. بر اين اساس، برخى الزامات و خصوصيات آن مثل هر جنگ فرهنگى ديگر عبارت است
[١] - فصلنامه حصون، شماره ١٣.