جنگ نرم

جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٧٣

سرماى سخت وزيدن گرفت، ديگ‌هاى غذا را برانداخت، خيمه‌ها را از جا كند و آتشى برجا نگذارد. احزاب به ستوه آمدند و نمى‌توانستند تشخيص دهند كه به كدام طرف بايد بروند. بدين روى، شتابان پا به گريز نهادند.[١]

پخش شايعات گاه چنان مؤثر مى‌افتد كه به فروپاشى كامل نيروهاى مقابل مى‌انجامد، تا جايى كه حتى حاضر مى‌شوند به عنوان ستون پنجم دشمن عمل كرده، نظام ارتش را مختل سازند. اين اقدامات مى‌تواند سير تحول جنگ را به كلى دگرگون سازد. معاويه پس از رويارويى نظامى با سپاه امام حسن عليه السلام اين سياست را اتخاذ كرد. او با سران سپاه امام على مكاتبه كرد و آنان را تطميع نمود. به آنان نوشت: حسن بن على با من صلح مى‌كند. او به عوامل جنگ روانى نيز دستور داد تا اين شايعه را در همه جا پخش كنند. چون نيروهاى امام عليه السلام به فرمان دهى عبيداللَّه بن عباس در منطقه مسكن و در برابر سپاه معاويه قرار گرفتند، معاويه شبانه به عبيداللَّه پيام فرستاد و گفت: حسن با من درباره صلح مراسله كرده و اختيار به من سپرده است. بدين گونه، او را تطميع كرد و به جانب خود متمايل ساخت. پس از عبيداللَّه، قيس بن سعد زمام فرمان دهى را به دست گرفت و آنان را به صبر و ثبات فرا خواند. در اين هنگام، بسر بن ارطاة از سوى معاويه به سوى لشكر امام آمد و گفت: واى بر شما! اين فرمانده شماست كه دست بيعت به ما داده و امام شما، حسن نيز با ما صلح كرده است. پس براى چه خود را به كشتن مى‌دهيد؟ سرانجام، چنان نيروهاى امام حسن عليه السلام تضعيف شدند كه بعضى از سران سپاه فرار كرده، به معاويه پيوستند و حتى گروهى اعلام آمادگى كردند امام مجتبى عليه السلام را در بند تحويل معاويه دهند و در چنين موقعيت بحرانى، امام مجتبى مجبور شدند از در


[١] - جهت اطلاع بيش تر: واقدى، پيشين، ج ٢، ص ٤٨٧- ٤٨٠