جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٧٢
نماينده پيامبر، هيجان و اضطراب عجيبى در ميان مسلمانان پديد آمد و شايعه قتل عثمان به شدت در ميان طرفين در منطقه رواج يافت و منجر به موضعگيرى نظامى پيامبر گرديد.
از اين رو، شرايط مساعدى پديد آمد و شايعه مزبور قوت گرفت. ابهام و اهميت موضوع، دو عامل اساسى رواج و انتشار شايعه گرديد.[١]
بنابراين، انتشار شايعات در جنگ با توجه به چنين كاركردهايى، مىتواند نقش تعيين كنندهاى در جنگ ايفا نمايد. در سير غزوات پيامبراكرم صلى الله عليه و آله، گاه شاهد به كارگيرى ماهرانه شايعات به عنوان ابزار جنگ روانى هستيم و اين مىرساند كه آن حضرت در چهارچوب خط مشى پايدار «دعوت-/ هدايت» و در پرتو حفظ موجوديت نظام و امنيت ملى، اساسا جنگ و ابزار كارامد آن را استثنايى از اصل نيرنگ و فريب دانسته اند؛ زيرا: «ان الحرب خدعه»[٢] بر اين پايه، از عواملى كه اتحاد احزاب مانند يهود بنى قريظه، مشركان مكه، قبايل غطفان و فزاره را در جنگ خندق متلاشى ساخت و به موقعيت تهديد كننده و بحرانى خاتمه بخشيد، انتشار شايعاتى بود كه با مشورت و درايت پيامبر توسط نعيم ابن مسعود به اجرا درآمد. نعيم گويد: به پيامبر عرض كردم: اى رسول خدا، هر فرمانى كه مىخواهى بده تا من بدان اقدام كنم؛ زيرا نه قوم من و نه هيچ كس ديگرى از اسلام من اطلاع ندارند. پيامبر فرمودند: «تا آنجا كه بتوانى ميان نيروهاى دشمن اختلاف و پراكندگى بينداز». نعيم، كه سابقه دوستى با بنى قريظه داشت، به نزد آنها آمد و مورد استقبال قرار گرفت. به دنبال ماموريت موفقيتآميز نعيم بن مسعود از هم گسيختن صفوف دشمن، مدد الهى نيز فرود آمد. هوا به يكباره دگرگون شد. باد و طوفانى شديد همراه با
[١] - واقدى، ج ٢، ص ٦٠٣- ٦٠٠
[٢] - محمدباقر مجلسى، پيشين، ج ٣٣، ص ٣٣١، روايت ٥٦، باب ٢٢