جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٧٠
پخش مىشود و شايعه كمتر به حال ظهور و بروز مىرسد، اما وقتى فشار روحى و سردرگمى به وجود مىآيد شايعه نيز گسترش مىيابد. در چنين شرايطى اگر چه شايعات از پشتوانه و شواهد محكمى برخوردار نيستند اما به دليل خوددارى منابع رسمى از انتشار اطلاعات و اخبار كافى و شواهدى كه گاهى به خاطر دسترسى نداشتن به آن و گاه به لحاظ اعمال سانسور است به سرعت و از طريق تكرار در ميان مردم در سطح وسيعى گسترش مىيابد و اين تكرار از آن جهت است كه نيازهاى هيجانى مردم را برآورده مىكند.
پيشينه شايعه در اسلام
در تاريخ اسلام نيز آن جا كه ابهام و اهميت رخدادى قطعى بود، شايعات رواج و قوت مىگرفت. چون جنگ بدر با پيروزى مسلمانان خاتمه يافت، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، زيد بن حارثه و عبداللَّه بن رواحه را از اثيل به مدينه فرستاد تا اين خبر را به مردم برسانند. آنها روز يكشنبه و در نيمروز به مدينه رسيدند و در دره عميق از هم جدا شدند. عبداللَّه در محله بالاى مدينه و زيد در محله پايين به خانه انصار سر مىزدند و گفتند: اى گروه انصار، شما را مژده باد به سلامت رسول خدا و كشته و اسيرشدن مشركان! عتبه و شيبه و پسران ربيعه و دو پسر حجاج، ابوجهل، ابوالبخترى، زمعة بن اسود و امية بن خلف كشته شدند و سهيل بن عمرو و گروه زيادى به اسارت درآمدند! بچهها از پى عبداللَّه بن رواحه حركت مىكردند و فرياد مىكشيدند: «ابوجهل بدكار كشته شد».
زيد نيز چون به مصلى رسيد، پيام را ابلاغ كرد. مردم حرف زيد را باور نمىكردند و مىگفتند زيد گريخته است. اين حرف مسلمانان را به خشم آورد و ترسيدند. مردى از منافقان به اسامه بن زيد گفت: پيامبر شما و همراهانش