جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٤٦
ارودگاه سوسياليزم و كاپيتاليسم بود، پديد آورد. در واقع آنچه كه موجب نگرانى عميق قدرتهاى برتر جهان مىشد، تسرى الگوى الهام بخش انقلاب ايران در سپهر همگانى (خصوصاً كشورهاى منطقه خاورميانه) بود.
منطقه خاورميانه در حقيقت آوردگاه اصلى شرق و غرب جهت سيطره بلا منازع بر آن بود و ظهور انقلاب ايران تهديدى جدى براى مشروعيت حضور آنان محسوب مىشد تا جايى كه ديويد اوئن وزير خارجه اسبق انگليس در همين راستا مىگويد: «ما اميدواريم با وارد كردن ايران در جنگى فرسايشى و تبليغاتى پردامنه بر ضد آن، انرژى ساطع شده از انقلاب ايران مصرف، و از بين برود».
بدين سان انقلاب نوپاى ايران با تحميل جنگى وسيع و پر دامنه از سوى قدرتهاى بزرگ وارد مرحلهاى جديد شد. آنچه اين جنگ را از ساير جنگهاى قرن بيستم متمايز مىكرد همكارى راهبردى قدرتهاى متخاصم شرق و غرب در مهار و كنترل انقلاب ايران بود. از اين منظر نوع و ميزان همكارى ايالات متحده امريكا و شوروى سابق با دولت متجاوز عراق از دو بعد سخت افزارى (حمايت همه جانبه تسليحاتى و لجستيك، اعطاى وامهاى بلا عوض و كم بهره) و نرمافزارى (تبليغات وسيع و پردامنه در قالب جنگ روانى بر ضد جمهورى اسلامى ايران) قابل بررسى و تجزيه و تحليل است.
جنگ روانى برخلاف جنگهاى ديگر كه از قدرت نظامى استفاده مىكند از قدرت شرطى امتناع كننده يا نامرئى براى تحت تأثير قرار دادن مخاطبان استفاده مىكند. در اين جنگ، ابزارهاى نظامى بيشتر جنبه صورى و ظاهرى در تكميل جنگ روانى دارند و قدرت اصلى در فعاليتهاى تبليغاتى نهفته است.