جنگ نرم - عبدى، حسين - الصفحة ٤٢
تهاجمى، قدرت تخريبى، و كيفيت جنگافزارهاى نظامى، نوع جنگافزارها، قدرت برد و ... ناشى مىگرديد. امّا تحولات فوقالذكر نشان داد كه قدرت تنها از مؤلفههاى سخت ناشى نشده است و آنچه موجب سرنگونى اين دولتها شد بعد ديگرى از قدرت يعنى قدرت نرم بود.
پيروزى انقلاب اسلامى به عنوان بزرگترين و مهمترين انقلاب نرم و براندازى نرم، آمريكا را بر آن داشت تا با مطالعه و شاخصسازى از انقلاب اسلامى، مدل ضد آن را طراحى نمايد. به همين دليل با وجود لفاظىها و اقدامات تخريبى سخت و خشن عليه جمهورى اسلامى ايران، مطالعه جنگ نرم را با شدت ادامه دادند و مؤسسات تخصصى تأسيس نمودند. از معتبرترين مؤسسات تخصصى در موضوع براندازى نرم، مىتوان از مؤسسه آلبرت انيشتين با مديريت دكتر جين شارپ و معاونت رابرت هلوى و مركز بينالمللى مبارزات نرم و بنياد بينالمللى جورج سوروس نام برد.
با وجود اين، دشمن در نظريهپردازىها و مكتوبات خود سعى در انكار و پنهانسازى اين انقلاب بزرگ را دارد و بيشترين منابع و مصداقهاى جنگ نرم و براندازى نرم را به موارد زير محدود مىنمايد:
١) جنگهاى نرم گاندى در هند.
٢) جنگهاى اندونزى، شيلى، فيليپين.
٣) نبردهاى جنبش كارگرى لهستان (١٩٨٤).
و از براندازى حكومتها در يوگسلاوى، گرجستان، اوكراين، قرقيزستان و امثال آن با عنوان انقلابهاى رنگى (عنوان جذاب براندازى نرم) ياد مىنمايد.
اين مفهوم از جنگ نرم در سه دهه گذشته با گردآورى تجارب گوناگون و انجام مطالعات بين رشتهاى توسط دهها موسسه دولتى، حزبى و دانشگاهى