در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٣ - امر هفتم روايات كتب صحاح در باره تأمين

و ابن سعد و ابن حجر عسقلانى و ابن عبد ربّه نقل كرده‌اند: هنگامى كه عمر او را محاكمه مى‌كرد، گفت: اى دشمن خدا! وقتى كه تو را بر ولايت بحرين منصوب كردم، پا برهنه بودى و الآن خبردار شده‌ام كه اسبانى را به قيمت ١٦٠٠ دينار خريده‌اى؟!

ابوهريره گفت: اينها از هداياى مردم است كه آنها را در داد و ستد به كار گرفته و زياد گردانيده‌ام!

و ابن ابى الحديد نقل كرده است كه ابوجعفر اسكافى گفت: ابوهريره در نظر شيوخ ما فاسد است و رواياتش مورد قبول نمى‌باشد. عمر او را با تازيانه زد و گفت: بس است ديگر، آن قدر روايت از رسول خدا (عليهماالسلام) نقل كردى كه شايسته تر آن است كه در باره تو بگويم: سخنان دروغ را به آن حضرت نسبت مى‌دهى![١]

و نقل شده است كه: خليفه عمر بن خطّاب، ابوهريره را سرزنش كرد و با تازيانه او را زد و او را از نقل روايت از رسول خدا (عليهماالسلام) منع كرد و گفت: همانا در نقل روايت از پيامبر اكرم (عليهماالسلام) آن قدر زياده‌روى كرده‌اى كه بايد گفت تو، احاديث دروغ را به آن حضرت نسبت مى‌دهى!! اگر به نقل روايت از رسول خدا (عليهماالسلام) پايان ندهى، تو را به قبيله‌ات دوس، يا به شام تبعيد مى‌كنم».[٢]


[١] - شرح نهج البلاغه: ٤/ ٦٧، از سخنان على عليه السلام به اصحابش در شرح خطبه ٥٦٧.

[٢] - شيخ المضيره ابوهريره، محمود ابوريّه: ١٠٣؛ سير أعلام النبلاء، ذهبى: ٢/ ٤٣٣ و ج ١٠٦: ٨.