وصاياي امام علي (ع) به جهان بشريت
(١)
مقدمه
٩ ص
(٢)
وصيّت از ديدگاه قرآن
١٣ ص
(٣)
فلسفه وصيّت
١٤ ص
(٤)
عدالت در وصيّت
١٥ ص
(٥)
وصاياي واجب و مستحب
١٦ ص
(٦)
وصيّت در حال حيات قابل تغيير است
١٧ ص
(٧)
وصيّت از ديدگاه روايات
١٩ ص
(٨)
تقوا و پرهيزکاري
٢٣ ص
(٩)
پرهيز از دنياپرستي
٢٣ ص
(١٠)
تحمّل نداري
٢٣ ص
(١١)
صداقت در گفتار
٢٣ ص
(١٢)
اخلاص در عمل
٢٣ ص
(١٣)
دشمن ستمگر
٢٣ ص
(١٤)
ياور ستمديده
٢٤ ص
(١٥)
نظام اجتماعي
٢٤ ص
(١٦)
آشتي جويي
٢٤ ص
(١٧)
پناه يتيمان
٢٤ ص
(١٨)
حقوق همسايه
٢٤ ص
(١٩)
حقوق قرآن
٢٥ ص
(٢٠)
اقامۀ نماز
٢٥ ص
(٢١)
اهميّت دادن به حجّ
٢٥ ص
(٢٢)
جهاد در راه خدا (دشمن ستيزي)
٢٥ ص
(٢٣)
همبستگي اجتماعي
٢٥ ص
(٢٤)
گريز از جدايي
٢٥ ص
(٢٥)
اجراي امر به معروف و نهي از منکر
٢٦ ص
(٢٦)
گريز از بهانه جويي
٢٦ ص
(٢٧)
عدالت در قصاص
٢٦ ص
(٢٨)
گريز از شرک به خدا
٢٧ ص
(٢٩)
حفظ سنّت پيامبر
٢٧ ص
(٣٠)
حقوق مصاحبت
٢٧ ص
(٣١)
عبرت از مرگ ديگران
٢٨ ص
(٣٢)
سفر آخرت
٢٨ ص
(٣٣)
مرگ ، پايان عمر
٢٨ ص
(٣٤)
عفو و بخشش از دشمن
٢٨ ص
(٣٥)
مرگ ناگهاني
٢٨ ص
(٣٦)
لقاءالله
٢٨ ص
(٣٧)
انسان و حوادث روزگار
٢٩ ص
(٣٨)
مراحل خودسازي
٣٢ ص
(٣٩)
اخلاق اجتماعي
٣٤ ص
(٤٠)
تربيت فرزندان
٣٥ ص
(٤١)
توجه به معنويات
٤١ ص
(٤٢)
آخرت گرايي
٤٥ ص
(٤٣)
معيارهاي روابط اجتماعي
٤٦ ص
(٤٤)
تلاش در جمع آوري زاد و توشه
٤٧ ص
(٤٥)
نشانه هاي رحمت الهي
٤٩ ص
(٤٦)
شرائط اجابت دعا
٥١ ص
(٤٧)
ضرورت ياد مرگ
٥٢ ص
(٤٨)
شناخت دنياپرستان
٥٤ ص
(٤٩)
ضرورت واقع نگري در زندگي
٥٦ ص
(٥٠)
حقوق دوستان
٦٠ ص
(٥١)
ارزشهاي اخلاقي
٣٢ ص
(٥٢)
جايگاه زنان
٦٦ ص
(٥٣)
معيّن کردن کارها و مسئوليت ها
٦٧ ص
(٥٤)
احترام به بستگان و خويشاوندان
٦٨ ص
(٥٥)
وصيّت اقتصادي نسبت به اموال شخصي
٦٩ ص
(٥٦)
ضرورت حفظ اموال
٦٩ ص
(٥٧)
تأليفات نگارنده
٧٢ ص

وصاياي امام علي (ع) به جهان بشريت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٣ - ضرورت ياد مرگ

فَيَبْهَرَكَ؛ اي پسرکِ من! بسيار به ياد مرگ باش و آنچه را بر آن وارد مي‌شوي و پس از مرگ به آن مي‌رسي، به ياد آور تا آن زمان که مرگ به سراغ تو مي‌آيد، به راستي وسيله حفظ خود را از خطرها و دشواري هاي آن به دست آورده و براي رسيدن آن، کمر بسته و آماده باشي و طوري نباشد که مرگِ تو ناگهاني فرا رسد و بر تو چيره گردد و تو را دچار رنج سازد.

وَ إِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَيْهَا وَ تَكَالُبِهِمْ عَلَيْهَا فَقَدْ نَبَّأَكَ اللَّهُ عَنْهَا وَ نَعَتْ هِيَ لَكَ عَنْ نَفْسِهَا وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَسَاوِيهَا؛ زنهار از اينکه به آنچه از اهل دنيا مي‌بيني که به آن تکيه کرده و تو گويي که همواره در آن، زيست‌مي‌کنند و همچون سگان، کالاي دنيا را از يکديگر مي‌ربايند، فريب بخوري که همانا خداوند، از دنيا به تو خبر داده[١] و خود دنيا (با نشانه‌هايي که ارايه کرده) تو را از نابودي خود آگاه ساخته، و بدي‌هاي خود را براي تو آشکار نموده است.[٢]

١٢- شناخت دنياپرستان

فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ عَاوِيَةٌ، وَ سِبَاعٌ ضَارِيَةٌ، يَهِرُّ بَعْضُهَا بَعْضاً، وَ يَأْكُلُ عَزِيزُهَا ذَلِيلَهَا، وَ يَقْهَرُ كَبِيرُهَا صَغِيرَهَا نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ وَ أُخْرَى مُهْمَلَةٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا، وَ رَكِبَتْ مَجْهُولَهَا سُرُوحُ عَاهَةٍ، بِوَادٍ وَعْثٍ لَيْسَ لَهَا رَاعٍ يُقِيمُهَا،


[١] . از جمله در آيه ٢٤ از سوره يونس: «اِنَّما مَثَلُ الْحيوةِ الدُّنْيا کَماءٍ اَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ...» .

و آيه ٤٥ از سورة کهف: «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيوةِ الدُّنْيا کَماءِ اَنْزَلْناهُ مَنِ السَّماءِ...» .

[٢] . دگرگوني‌هايي که در دنيا رخ مي‌دهد و اينکه هيچ کس و هيچ چيز به شکل خود باقي نمي‌ماند و اموري از اين قبيل، همه اينها دليل‌هاي آشکاري بر نابودي دنيا مي‌باشد، نيز مصايب و دشواري‌ها و پيش آمدهاي سهمگين و ناملايمات و ناگواري‌ها و بدي‌ها و زشتي‌هاي دنيا مي‌باشد که بر هر کس روشن است.