وصاياي امام علي (ع) به جهان بشريت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٠ - انسان و حوادث روزگار
روزگار تسليم گشته است، نکوهش کننده دنيا و عازم به سکونت در محلِ مردگان، و کوچکننده از دنيا، (به سوي آخرت) در فردا[١] (يعني در زماني نزديک)، (وصيّتي است از پدري با اين صفات) به فرزندي آرزومند چيزي که به دست نميآيد، آن که رهسپار راه هلاک شدگان و هدف تير بيماريها و در گرو و اسير روزگار است. آماج تير مصيبتها و بنده دنيا است.
وَ تَاجِرِ الْغُرُورِ وَ غَرِيمِ الْمَنَايَا وَ أَسِيرِ الْمَوْتِ وَ حَلِيفِ الْهُمُومِ وَ قَرِينِ الْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ الْآفَاتِ وَ صَرِيعِ الشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ الْأَمْوَاتِ؛ سوداگر غرور و مديون مرگ ها است.[٢] اسير مرگ و هم پيمان اندوهها، همراه و همنشين غمها و در برابر آفتها است، (يا هدف آفت هاست) و به خاک افتاده و مغلوب شهوتها و جانشين مردهها است.
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ فِيمَا تَبَيَّنْتُ مِنْ إِدْبَارِ الدُّنْيَا عَنِّي وَ جُمُوحِ الدَّهْرِ عَلَيَّ، وَ إِقْبَالِ الْآخِرَةِ إِلَيَّ مَا يَزَعُنِي عَنْ ذِكْرِ مَنْ سِوَايَ وَ الْاِهْتِمَامِ بِمَا وَرَائِي غَيْرَ أَنِّي حَيْثُ تَفَرَّدَ بِي دُونَ هُمُومِ النَّاسِ هَمُّ نَفْسِي فَصَدَفَنِي رَأْيِي وَ صَرَفَنِي عَنْ هَوَايَ وَ صَرَّحَ لِي مَحْضُ أَمْرِي فَأَفْضَى بِي إِلَى جِدٍّ لَا يَكُونُ فِيهِ لَعِبٌ وَ صِدْقٍ لَا يَشُوبُهُ كَذِبٌ؛ امّا بعد از اين سخنان، پس به راستي من آنچه به دست آوردم از پشت کردن دنيا به من و سرکشي روزگار بر من و رو کردن آخرت به سوي من چيزي است که مرا از ياد غير خودم، و از کاري جز اهتمام و انديشه کردن در آنچه به دنبال
[١] . ابن ابيالحديد گويد: خطاب اميرالمؤمنين عليهالسلام مخصوص شخص امام حسن عليهالسلام نيست ، بلکه خطاب به نوع بشر است.
[٢] . به همانگونه که دائن در جستجوي مديون است، مرگ نيز پيوسته در طلب انسان است و مقصود از سوداگرِ غرور، غرور و غفلت است (از ابن ميثم) .