وصاياي امام علي (ع) به جهان بشريت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣١ - انسان و حوادث روزگار
من است (يعني آخرت) باز ميدارد. غير از اين که من از آنجايي که (به موجب آنچه ذکر شد از اين پس) فکر و اندوهم تنها درباره خود من خواهد بود، نه درباره مردم، بنابراين، انديشه و فکرم[١] در برابرم قرار گرفت و مرا از تمايلات نفساني برگردانيد و بازداشت، و کار و وضعم را خالص و بيشائبه به همانگونه که هست، برايم آشکار ساخت، و مرا به جديّتي کشانيد که هيچ گونه بازي و مزاحي در آن راه ندارد، و به راستي و صدقي رسانيد که دروغ و کذبي با آن آميخته نيست.[٢]
وَ وَجَدْتُكَ بَعْضِي، بَلْ وَجَدْتُكَ كُلِّي حَتَّى كَأَنَّ شَيْئاً لَوْ أَصَابَكَ أَصَابَنِي وَ كَأَنَّ الْمَوْتَ لَوْ أَتَاكَ أَتَانِي فَعَنَانِي مِنْ أَمْرِكَ مَا يَعْنِينِي مِنْ أَمْرِ نَفْسِي فَكَتَبْتُ إِلَيْكَ كِتَابِي مُسْتَظْهِراً بِهِ إِنْ أَنَا بَقِيتُ لَكَ أَوْ فَنِيتُ؛ و تورا جزءي از خود، بلکه مانند همه وجود خود يافتم به گونهاي که هرچه (مقصود رنج و ناراحتي است) به تو برسد، گويي به من رسيده و گويي که اگر مرگ نزد تو آيد، نزد من آمده است. پس آنچه تو را رنج ميدهد مرا رنجه ميسازد (يا آنچه مورد علاقه و توجّه تو است، مورد علاقه و توجّه من نيز ميباشد )،از اين روي (اين وصيّتنامه را) براي تو نوشتم، تا به آن استظهار و پشتيباني بجويي (يا تا اينکه من مطمئن باشم که توآن را مورد عمل قرار ميدهي) خواه من زنده بمانم، يا به راه فنا بروم.
[١] . در بسياري از نسخهها به جاي «فَصَدَفَني در جملة: فَصَدَفَني رَأيي»، فَصَدَّقَني (با تشديد دال و قاف به جاي فاء) آمده است، که چنين ميشود: رأي و انديشهام، اين امر را تصديق کرد.
[٢] . محتمل است مقصود از هوي در جملة: فَصَدفَني هوايَ، تمايلات مشروعي باشد که در دنيا وجود دارد و نيز مراد از جديّتي که بازي و شوخي به آن راه ندارد، شوخي مباح و منظور از راستي که دروغي با آن آميخته نباشد ، تأکيد در راست بودن باشد.