جايگاه زن در نظام سياسى اسلام - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٩ - فلسفهى عبادات در اسلام

گمراه كننده اى قرار مى‌گيرد كه به تمام معنى او را كور ساخته است؛ آنچه را كه هيچ حقيقتى ندارد، حقيقت مطلق مى‌پندارد و به عنوان يك معبود، مى‌پرستد. به راستى بسيار نامعقول و نابخردانه است كه انسان به اين درجه از انحطاط برسد كه خرد و شعور خود را از دست بدهد و آن چه را به دست خود ساخته است، معبود و خدايش قرار دهد.

تنها درمان هر دو مشكل يادشده، يعنى مشكل گم گشتگى و ناوابستگى و الحاد از يك سو و مشكل بت پرستى و شرك از سوى ديگر، ايمان به خداى يكتاى بى شريك است؛ ايمانى كه شريعت آسمان، براى انسان ساكن كره‌ى زمين به ارمغان آورده است. اين ايمان مانند شمشير دو دم است كه با يكى ريشه الحاد را و با ديگرى ريشه‌ى بت پرستى و شرك را قطع مى‌كند. ايمان به وجود توانايى مطلق، انسان را در حركت، رفتار و همه فعاليت‌هايش در عرصه‌هاى گوناگون اجتماعى، فردى، خانوادگى، دينى، آموزشى و غيره، هدفمند، مسئول و پاسخگو در برابر خداوند مى‌گرداند و او را در طريق مستقيم عدالت قرار مى‌دهد و از رفتارهاى غير مسئولانه، انحرافى و مغاير با ارزش‌ها و اهداف دينى و اخلاقى جلوگيرى مى‌كند. انسان در پرتو اين ايمان، در وجود و حركت خود در عالم هستى، از كتاب و سنت استمداد مى‌جويد و تنها از خداوند كمك مى‌گيرد؛ زيرا تنها خداوند، تواناى مطلق است. پس نقش ايمان به خدا، پيوند دادن انسان است به «وجود مطلق»، آرامش بخشيدن به جان و روان انسان، هدايت او، جلوگيرى از