جايگاه زن در نظام سياسى اسلام - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٨ - فلسفهى عبادات در اسلام

هستى دو مشكل بزرگ وجود دارد كه يكى منفى و سلبى و ديگرى مثبت و ايجابى است و عبادت و ايمان به خداوند هر دو مشكل را حل مى‌كند:

١) مشكل نخست، مشكل الحاد يا ناوابستگى، گم گشتگى و سرگشتگى انسان در صحراى پهناور هستى است. رابطه‌ى انسان با خدا، او را از چنين حيرانى، پوكى و سردرگمى نجات مى‌بخشد و در همه‌ى تحركات و رفتارهايش او را به يك موجود مسئول و پاسخگو در برابر خداوند تبديل مى‌گرداند و سلوك او را در همه‌ى صحنه‌هاى زندگى، پاك، معنا دار و مورد رضايت و خشنودى پروردگار متعال قرار مى‌دهد. بدين ترتيب نقش عبادات در اسلام اين است كه انسان را با موجود (مطلق) مرتبط مى‌سازد و اين رابطه را مستحكم و نيرومند مى‌گرداند و انسان را در راه راست و مستقيم قرار مى‌دهد؛ به گونه‌اى كه وى را از مشكل گم گشتگى، سرگردانى و ناوابستگى نجات ببخشد.

٢) مشكل دوم، افراط در وابستگى يعنى شرك و بت پرستى است. مشرك كسى است كه بت مورد پرستش خود را، كه يك موجود «محدود»، ناتوان، بيچاره، بى شعور و ساخته شده دست بشر است، به موجود «مطلق» تبديل مى‌كند و اين ناشى از گمراهى و غرور بى جاى او از يك سو و احساس نياز به پيوند و ارتباط با يك وجود مطلق از سوى ديگر مى‌باشد؛ يعنى به خاطر همين دو جهت است كه انسان به قلب حقيقات دست ميزند و تحت تأثير اوهام و افكار غلط و