جايگاه زن در نظام سياسى اسلام - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٢٨ - زن؛ رهبرى، زمامدارى و قضاوت
٤. امارت استكفا[١]
[١] . كلمهى امارت و امير امروز ممكن است در معانى و موارد مختلفى به كار برده شود؛ اما در تاريخ سياسى و ادارى اسلام در گذشته در دو مورد به كار مىرفته است: يكى فرماندهى ارتش و اردو( امير الجيش) و ديگرى ولايت و سرپرستى يك منطقه يا بخشى از كشور كه امروز به نام« والى» يا« استاندار» و در عربى« محافظ» ناميده مىشود. از زمانى كه قلمرو كشور اسلامى در زمان خلفاى راشدين و بعد از آن توسعه يافت، خليفه ادارهى امور را در مركز يا پايتخت بر عهده داشت؛ اما ادارهى شهرها و سرزمينهاى دور و نزديك را به اميران يا واليانى مىسپرد كه از طرف خليفه به اين وظيفه گمارده مىشدند.
فقها امارت را به دو نوع تقسيم كردهاند: امارت خاصه و امارت عامه.
امارت خاصه محدود است به فرماندهى اردو، ادارهى مردم و دفاع از موجوديت دولت. در اين نوع امارت صلاحيت قضاوت و جمعآورى ماليات و صدقات وجود نداشته است.
امارت عامه نيز بر دو قسم است: امارت استكفا: اين نوع امارت براساس انتخاب خليفه صورت مىگرفته است؛ بدين معنى كه خليفه شخصى را كه مناسب، شايسته و با كفايت تشخيص مىداده، از سوى خود به ادارهى امور منطقه يا سرزمينى مىگماشته است. اين امير منصوب از جانب خليفه و داراى صلاحيتهاى زير بوده است، فرماندهى ارتش، تعيين برنامهها و خطوط جنگى، جمع آورى ماليات و گرفتن صدقات، تصويب مجازات ها، تسهيل امور حجاج و جنگ با دشمنان گفته شده كه شرايط امارت عامهى استكفا عين شرايط وزارت تفويض است، زيرا تنها فرق بين آن دو در ساحه و قلمرو صلاحيتها است. وزير تفويض در سطح همهى كشور و امير استكفا در سطح ولايت و سرزمين خود صلاحيت دارد وگرنه ماهيت كار هر دو يكى است. البته وزير تفويض از نگاه سلسله مراتب ادارى بالاتر از امير است؛ زيرا او مىتواند بر كار همهى واليان و اميران نظارت و كنترل داشته باشد.