مناسك حج - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٢٨ - دوم - ذبح(قربانى)
ششم- بايد «خصى» نباشد؛ يعنى بايد خصيتين آن را بيرون نياورده باشند.
هفتم- بايد بيضه آن را نكوبيده باشند به احتياط[١] واجب.
هشتم- بايد در اصل خلقت بىدم نباشد به احتياط واجب و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد، بعيد نيست كفايت، اگر چه خلاف احتياط است.[٢]
نهم- در اصل خلقت بىبيضه نباشد.
[١٠٢٤] م- اگر غير از خصى يافت نشود، بعيد نيست كفايت ذبح خصى، گرچه احتياط در جمع بين آن و سالم است در ماه ذى الحجه همان سال و اگر نشد سال ديگر، يا جمع بين ناقص و روزه.
[١٠٢٥] م- گاو ميش در ذبح واجب، كافى است لكن گفتهاند كراهت دارد.
[١٠٢٦] م- اگر حيوان، شاخ خارجش شكسته يا بريده باشد اشكال ندارد و شاخ خارج؛ شاخ سخت سياهى است كه به منزله غلاف است از براى شاخ داخل كه آن شاخ سفيد است.
[١]- احوط و اولى آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
[٢]- احوط و اولى اين است كه قربانى طورى نباشد كه از اصل خلقت شاخ و دم نداشته باشد.