تبليغ عاشورا در سطح اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - يازدهم

و خط يزيد، دورى از قوانين آسمانى، و التزام به حكومت قبيله‌اى اموى، و ظلم و استبداد و خونريزى‌[١] و فسق و فجور (بى‌عفتى و شراب خورى) و دورى از باورهاى مردم مسلمان است.

به قول اقبال لاهورى:

موسى و فرعون؛ شبير و يزيد

اين دو قوت از حيات آمد پديد

زنده حق از قوت شبيرى است‌

باطل آخر داغ حسرت ميرى است‌

بلى خط حق و خط باطل از زمان هابيل و قابيل فرزندان حضرت آدم تا امروز ادامه داشته و در آينده نيز چنين خواهد بوند. و ما بايد در ترويج خط حق و نابودى خط باطل مبارزه كنيم. انما الحياه عقيده و جهاد. زندگانى انسان جز اعتقاد به حق و تلاش در راه هدف چيزى نيست.

ما به عنوان انسان مسلمان نمى‌توانيم بين خط ارتجاع و استبداد و فساد و عياشى و خط حق و روحانيت و معنويت و ترقى و عدالت اجتماعى و اصلاح مفاسد بى‌تفاوت بمانيم.


[١] . يزيد سه سال سلطنت كرد در سال اول اهلبيت حضرت پيامبر را شهيد و جمعى را اسير كرد و در سال دوم مردم مدينه را كشت و به مسجد نبوى توهين كرد و در سال سوم عليه عبدالله بن زبير در مكه حمله كرد و پرده خانه كعبه را به آتش منجنيق سوزانيد و در اشعارى كه گذشت وحى آسمانى را منكر شد.