آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - برداشت غلط برخی متصوّفه
میآورند:کنّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْارْضِ ما یک مردم بیچاره دست نارسی بودیم، در یک گوشه زمین افتاده بودیم. ما که دستمان به علم نمیرسید، به عالم نمیرسید، به معلم نمیرسید. ما چه میدانستیم اسلام چیست، حقیقت چیست. کسی به ما چیزی نمیگفت. ما یک جایی بودیم که دستمان به چیزی نمیرسید. محیط ما فاسد بود، مساعد نبود. آیا فرشتگان این عذر را قبول میکنند و میگویند بسیار خوب، پس شما معذورید، خدا هم شما را عذاب نخواهد کرد؟ آیا میگویند اینکه محیط شما فاسد بوده تقصیر شما نبوده؟ نه، به آنها میگویند:قالوا الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیها آیا زمین خدا فراخ نبود؟ شما را بسته بودند به همین سرزمین و محیط فاسد؟ آیا همه جای دنیا مانند همین محیط شما بود؟ یا بود در دنیا جایی که اگر شما به آنجا هجرت و مسافرت و کوچ میکردید، محیط صددرصد مساعد بود؟ چرا این کار را نکردید؟ الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیهابرداشت غلط برخی متصوّفه
اما قرآن در این آیه مطلب را به شکلی ذکر کرده است که برای بعضی که به اصطلاح یک نوع تصوفهای افراطی دارند، حتی سوء تفاهم به وجود آورده، به این معنی که اصلًا آیه را بهطور دیگری معنی کردهاند. آیه میگوید: هرکس که از خانه خودش بیرون رود درحالی که به سوی خدا و پیامبرش کوچ کرده است ... میگویند:
درست است که مبدأ را خانه خودش ذکر میکند ولی مقصد را خدا و پیامبر ذکر مینماید و این مربوط به قلب انسان است، مربوط به اخلاق انسان است. به سوی خدا مسافرت کردن یعنی سیر و سلوک قلبی و معنوی داشتن، مراتب اخلاص را طی کردن، به مقامات قرب بالا رفتن. به مقامات قرب بالارفتن احتیاجی به این ندارد که انسان خانه و لانهاش را رها کند. انسان میتواند زیر کرسی بنشیند و