آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - ٤ آزادی
خوشش میآید، آن خوش آمدنْ او را به غیر رضای خدا نیندازد و بتواند بر رضای خودش، بر میل و رغبت خودش مسلط شود. یعنی پیامبر آن زورآزمایی بدنی را فوراً تحلیل و تبدیل به یک مسابقه روحی کرد و مسئله قوّت بازو را روی قوّت اراده [تحلیل نمود،] گفت البته این هم یک کاری است؛ آن که بازویش قویتر است مردتر است اما مردی فقط به زور بازو نیست، زور بازو یکی از نشانههای کوچک آن است. اساس مردی در قوّت اراده است. ملّای رومی میگوید:
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو | طالب مردی چنینم کو به کو | |
٤. آزادی
. معیار دیگر برای انسانیت انسان، آزادی است. یعنی چه؟ یعنی انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند، محکوم و اسیر هیچ قدرتی نباشد، همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند. میدانید که در مکتبهای جدید روی آزادی به عنوان معیاری از معیارهای انسانی، بیشتر تکیه میشود؛ یعنی به هر اندازه که فرد بتواند آزاد زیست کند، به همان اندازه انسان است. پس آزادی معیار انسانیت است.
این نظریه چطور است؟ آیا درست است یا نه؟ این نظریه هم مثل نظریات پیش، هم