آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - سخنان امام حسین علیه السلام
منیتی است که باید محفوظ بماند. این است که میگوید:وَ لا تَکنْ عَبْدَ غَیرِکسخنان امام حسین علیه السلام
چون این بحث را من در دنباله بحث هفته گذشته که میلاد امام حسین علیه السلام بود عنوان کردم، مناسب است که راجع به این مطلب یعنی مسئله بزرگواری از کلمات وجود مقدس اباعبداللَّه الحسین- که بحث درباره ایشان ما را به اینجا کشید- برایتان شاهد بیاورم. از حضرت امام حسین برخلاف حضرت امیر به واسطه وضع خاص زمان آن حضرت، کلمات زیادی به دست ما نرسیده است. از امیرالمؤمنین روایات مستند زیادی به صورت خطبه و خطابه داریم، مخصوصاً خطبهها و خطابههای دوران پنج ساله خلافت. ولی از حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام و مخصوصاً از حضرت امام حسین به واسطه آن اختناق فوق العادهای که در زمان امامت آن حضرت از طرف دستگاه معاویه وجود داشت (که شنیدهاید چه وضع عجیبی بود؛ کسی جرأت نمیکرد به ایشان نزدیک بشود و اگر سخنی شنیده بود جرأت نمیکرد نقل کند) خیلی کم نقل شده است. من یک وقتی کتابهایی را که کلمات حضرت را نقل کردهاند مطالعه میکردم، دیدم عجیب است با آنکه کلمات امام حسین آنقدر زیاد نیست ولی هیچ مطلبی در کلمات ایشان به اندازه بزرگواری به چشم نمیخورد. اصلًا مثل اینکه روح حسین مساوی است با بزرگواری، همواره دم از بزرگواری میزند. حال من قسمتهایی از آنها را عرض میکنم:.
یکی از آنها همان جملههایی است که امام در واپسین لحظات حیاتش گفت، خیلی هم شنیدهاید. پس از آنکه آن جنگها را کرده است (حمله کرده است، جنگ تن به تن کرده است) و فوق العاده خسته شده است و به واسطه ضربات تیرها روی زمین افتاده و خون زیادی از بدنش آمده و دیگر قدرت روی پا ایستادن ندارد و حداکثر این است که میتواند خودش را روی کندههای زانو بلند کند و به شمشیری تکیه بدهد و دیگر رمق در وجودش نیست، متوجه میشود که گویا میخواهند بروند خیمههای حرم را غارت کنند. به هر زحمتی هست بلند میشود و فریادش را