آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩ - ٦ زیبایی
٦. زیبایی
. به یک مکتب دیگر هم اشاره کنم. این مکتب روی زیبایی تکیه میکند. افلاطون اخلاق را براساس زیبایی توصیف کرده است، میگوید: آن چیزی انسانی است که زیبا باشد. مثلًا عدالت را همه مکتبها میپسندند. یک مکتب عدالت را از روی محبت میپسندد. دیگری عدالت را از روی میزان اخلاقی آن میپسندد. یکی هم چون بین عدالت و آزادی خویشاوندی قائل است آن را میپسندد. دیگری ممکن است عدالت را با میزان مسئولیت بسنجد. افلاطون عدالت را با عینک زیبایی میبیند، میگوید: عدالت که خوب است (چه عدالت اخلاقی در فرد و چه عدالت اجتماعی در جامعه) به این دلیل خوب است که منشأ توازن میشود و ایجاد زیبایی میکند. جامعهای که در آن عدالت باشد زیباست. و همان حس زیبایی جویی بشر است که او را عدالتخواه کرده است. انسان اگر بخواهد انسان باشد و به خصلتهای انسانی برسد، باید احساس زیبایی را در خود تقویت کند؛ ریشهاش زیبایی است.
البته او توجه دارد که زیباییهای انسانی آن زیباییهای معنوی است. این هم یک مکتب.
در جلسه دیگر [١] مقداری درباره این مکتبها قضاوت خواهیم کرد تا ببینیم بالأخره چه میشود گفت. معیار انسانیت کدامیک از اینهاست؟ آن حرف زیست شناسی که دیدیم درست نیست؛ با معیار زیست شناسی نمیتوانیم انسانیت بسازیم. ببینیم درباره معیارهای فلسفی، اخلاقی و مذهبی چه میتوان گفت و اسلام در این زمینهها چه میگوید.
و صلّی اللَّه علی محمّد و اله الطّاهرین.
[١] گویا جلسه دیگر تشکیل نشده و اگر هم تشکیل شده، نوار یا متن آن در دست نیست.