آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - معنی عصمت
اینکه آنها معصومند به این معنی نیست که آنها میخواهند معصیت کنند ولی خدا مانع میشود! پس قضیه چیست؟.
معنی عصمت، آن نهایت درجه ایمان است. ایمان به هر اندازه که زیادتر باشد، خدا بیشتر به یاد انسان است. مثلًا فرد بیایمان یک روز تمام میگذرد، یک هفته میگذرد، یک ماه میگذرد، چیزی که به یادش نمیافتد خداست. این شخص، غافل مطلق است. بعضی از افراد اینجور هستند که گاهی از اوقات به یاد خدا میافتند، فکر میکنند که ما خدایی داریم، این خدا بالای سر ماست، خدا میبیند، ولی همین یک لحظه خدا در ذهنش میآید، بعد دو مرتبه فراموش میکند، گویی اساساً خدایی نیست. ولی بعضی از افراد که ایمانشان بیشتر است، گاهی در حال غفلتند و گاهی در حال حضور. وقتی که در حال غفلتند، معصیت از آنها صادر میشود اما وقتی که در حال حضور هستند قهراً معصیت از آنها صادر نمیشود، چون در حالی که توجه به خدا دارند امکان ندارد معصیت کنند(لا یزْنِی الزّانی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ) [١]. در حالی که ایمان واقعاً در روح انسان هست و حضور دارد، انسان معصیت نمیکند. حال اگر ایمان انسان به حد کمال رسید به طوری که انسان دائم الحضور شد یعنی همیشه خدا در دل او حاضر بود، اصلًا غفلت به او دست نمیدهد، هر کاری را که میکند در عین حال به یاد خداست. قرآن میگوید:رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِاللَّهِ [٢] مردانی که معامله، خرید و فروش، تجارت، آنها را از یاد خدا هرگز بازنمی دارد. نمیگوید مردانی که تجارت نمیکنند. اسلام نیامده است که به مردم بگوید معامله نکنید، تجارت نکنید؛ برعکس تشویق کرده است که کار کنید، کسب کنید، معامله کنید، تجارت کنید. میفرماید مردانی که خرید و فروش میکنند، تجارت میکنند، کسب میکنند، مشاغل زندگی دارند ولی در حالی که همه اینها را دارند، آنی هم از خدا غافل نیستند؛ پشت ترازوی عطّاری و بقّالی خودش است و دائماً هم مشغول حرف زدن و مکالمه و جنس تحویل دادن و پول گرفتن است، اما چیزی را که هرگز فراموش نمیکند خداست، خدا همیشه در ذهنش هست. اگر کسی دائم الحضور باشد، همیشه خدا در نظرش باشد، طبعاً هیچ وقت گناه نمیکند.
[١] وسائل، ج ١/ ص ٢٤، ص ١٤.
[٢] نور/ ٣٧.