از ژرفاي نماز

از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٤٦

انگيزه هاى خداپسند را به دور مى ريزد و با اين نفى پرشكوه خود را از همه زبونيها و ذلتها و اسارتها و بندها و بندگيها مى رهاند . و آن گاه فرمان و اراده خدا را كه فقط در قالب يك[ ( نظام الهى] ( يعنى يك جامعه اسلامى به معناى واقعى قابل لمس و قابل پياده شدن است بر وجود خويش فرمانروا مى سازد و بندگى خدا را كه با هيچ بندگى ديگرى سازگار نيست مى پذيرد .

بندگى خدا يعنى سامان زندگى را طبق فرمان حكيمانه خدا تدارك ديدن و در نظام الهى كه خطوط اصلى آن طبق دستور خدا ترسيم شده باشد , زيستن . يا با همه قدرت و تلاش ممكن در جهت ايجاد چنين نظامى و چنان سامانى حركت كردن .

نظامهاى ديگر , نظامهايى كه بر شالوده يك تفكر بشرى بنا شده است , به اين دليل كه از جهالت و بى اطلاعى و كج انديشى و احيانا غرض ورزى خالى نيست , نمى تواند بشر را كامياب سازد و او را به كمال مطلوب انسانى اش برساند .

فقط جامعه و نظام الهى است كه چون از حكمت و رحمت خدا سرچشمه گرفته و با آگاهى از نيازهاى انسان و از آنچه مى تواند برآورنده اين نيازها باشد طرح ريزى شده مى تواند محيط مساعد و مناسبى باشد براى رشد اين نهالى كه نامش[ ( انسان ) ] است .

دشمن نظامهاى ديگر نيستيم , دلسوز آنهاييم . اين سخن انبيا است و انبياى خدا , پدران دلسوز بشرند . به سازندگان و طراحان خانه هايى كه بشر مى بايد در آن زيست كند , يعنى به