از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١١
است او را مى خواند و به او مى فهماند كه روزى گذشت و روزى آغاز شد . بايد فعاليت كنى . مسئوليت بزرگترى بر عهده بگيرى و كار مهمترى انجام دهى . به دليل آنكه بخشى از عمر , از فرصت عمل , به سر آمد بايد بيشتر تلاش كرد و پيشتر رفت زيرا هدف بزرگ است , مگر تا فرصت از كف نرفته به آن دست يافت .
از جانبى ديگر :
فراموش كردن هدف و جهت در زير فشار گرفتاريهاى مادى امرى واضح و طبيعى است . از طرفى امكان مرور كردن همه تعهدهايى كه در راه رسيدن به هدف بر عهده آدمى است در هر روز تقريبا ناممكن و محال است و شنيدن از كسى كه حرفه اش اين است محالتر . به علاوه , زمان كافى براى بررسى تمام خواسته ها و ايده آلهاى اين مكتب مكتب زندگى ساز و سعادت بخش اسلام در شبانه روز هيچ گاه وجود ندارد و چنين فرصتى هرگز به دست نمى آيد . نماز چكيده و خلاصه اصول اين مكتب را در خود دارد و با گفتنى ها و حركتهاى حساب شده و منظمى كه در آن هست نمودار اسلام است . مى توانيم نماز را به سرود ملى كشورها تشبيه كنيم , با تفاوتى در معنا و در جهت بخشيها .
يك كشور براى پايدار كردن اصول و ايده آلهايش در ذهن مردمش و استوار داشتن آنان بر اين طرز فكر , تكرار و بازگو كردن سرود ملى خود را كه خلاصه اى از شكل مورد قبول زندگى و ايده آلها و هدفهاى آن است - واجب مى شمرد . تكرار آن سبب