از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨
و براى[ ( بودن] ( او هدف و مقصدى وجود داشته است . اين هدف را مى توان[ ( پيمودن راهى براى رسيدن به سرمنزلى] ( دانست . پيمودن راهى بر طبق نقشه اى دقيق و با وسيله هايى معين , و در نهايت رسيدن به آن سرمنزل مقصود . در اين صورت ناگزير بايد راهى را كه بدان مقصد مى رسد شناخت و مسير را تشخيص داد و هدف را همواره در نظر داشت تا بدان نتيجه موعود رسيد . كسى كه قدم در راه مى گذارد بايد مستقيم حركت كند و همواره متوجه هدف باشد و راههاى انحرافى و حركتهاى بيهوده او را به خود مشغول نسازد و براى تداوم حركت و حفظ جهت گيرى صحيح از دستورات راهبر و راهنمايى كه براى او تعيين كرده اند ( پيامبر ) سرپيچى نكند .
آن هدف , تعالى و تكامل بى پايان انسان و بازگشت به خدا و بروز خصلتهاى نيك و انرژيها و استعدادهاى نهانى انسان و به كار افتادن اين همه در راه نيكى و نيكسازى خود و جهان و انسانهاست .
پس بايد[ ( الله] ( را بشناسد و راهى را كه او براى تعالى آدمى به وى ارائه داده است در پيش گيرد و بى تامل و سستى حركت كند .
انجام دادن كارهايى كه انسان را به هدفش نزديك مى كند و ترك كارهاى بيهوده يا مضر است , كه به زندگى آدمى معنى مى دهد و او را در راهى كه پيمودن آن فلسفه زندگى اوست پيش مى برد و در غير اين صورت زندگى بى حاصل و بى مضمون است .