از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦٣
هياهوى عوام فريب معاويه و يزيد و منصور پنهان بدارد , و مختصر , در روزگارى كه اخلاف شايسته شيطان جاى مردان صالح خدا را گرفته اند , آيا مى توان به نيكى و صلاح , به چشم يك واقعيت نگريست و بودن آن را انتظار داشت ؟ آيا مى توان جز گناه و آلودگى , جز ناكامى و حق كشى انتظار ديگرى از آدميزادگان داشت ؟ بايد اعتراف كرد كه اگر هم بتوان , به آسانى نمى توان .
سلام بر بندگان شايسته خدا , در چنين شرايطى , به مدد دل افسرده و نوميد مى شتابد . گويى سروشى است كه در دل تاريكيها , خبر از حضور روشنى و سپيدى مى دهد . نمازگزار را به وجود ياران و همسنگرانى نويد مى بخشد . به او مى گويد : تنها نيستى . در دل اين كوير خشك , جوانه اى ثمر بخش و ديرپاى مى توان يافت . همچنان كه در هميشه تاريخ , اجتماعات منحرف و تباه , زادگان اراده هاى نيرومند و انسانهاى برجسته اى بوده است كه در نهايت بانيان جهان نو و شالوده ريزان زندگى نوينى گشته اند . اكنون نيز طبق سنت خدا در تاريخ , همان نيروهاى نور و نيكى آفرين در بطن اين جهان تاريك و پليد به تلاش و كوشش اند . آرى صالحان , آنان كه به گونه اى شايسته و سزاوار خدا را عبوديت مى كنند و فرمان مى برند , در صف روياروى طاغوتيان ايستاده اند .
كه هستند اين بندگان شايسته و كجايند ؟ و آيا نبايد از آنان درس آموخت و با آنان گام برداشت ؟ چرا . هنگامى كه نمازگزار خود را در كنار اين شايستگان قرار مى دهد و بر خود و بر آنان در يك جمله درود مى فرستد ( سلام بر ما و بر بندگان شايسته