از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٧
مى توان يافت ؟ مگر نه اينكه همه بديها و پستيها و شقاوتها و رذالتها و نامردميها و همه سياهيها و تاريكيها از بردگى انسان در برابر سركشى هاى نفس يا سركشى و طغيان انسانهاى مدعى زاييده مى شود ؟ و مگر نه اينكه بندگى خدا ريشه هر بندگى ديگر را مى سوزاند و نابود مى سازد ؟
نكته ظريف و دقيقى كه در اين دو جمله اول تشهد هست , اين است كه : يادآورى توحيد و نبوت ضمن يك گواهى از سوى نمازگزار انجام مى شود و او به يگانگى خدا و عبوديت و رسالت محمد صلى الله عليه و آله [ , ( شهادت] ( مى دهد . اين شهادت دادن در حقيقت به معناى قبول همه تعهداتى است كه بر پذيرش اين دو عقيده مترتب است . گويا نمازگزار با اين گواهى مى خواهد بگويد كه من همه تكاليفى را كه از اين دو عقيده ( توحيد و نبوت ) مى زايد , به گردن مى گيرم . دانستن خشك و خالى , دانستنى كه تعهدى به دنبال نداشته باشد , باورى كه عملى به بار نياورد , از نظر اسلام داراى ارزش نيست . گواهى دادن به يك حقيقت , به منزله ايستادن بر سر آن و قبول همه تعهدها و عملهايى است كه دانستن آن حقيقت به بار مى آورد . قبول و پذيرشى كه از اعتقادى خالص و ايمانى فعال و مثبت و زاينده پديد مى آيد . پس تشهد نماز , در حقيقت , تجديد بيعتى است كه نمازگزار با خدا و رسول او مى كند .
جمله سوم تشهد يك در خواست و دعاست .