از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٥
به فرمان خداست و اى بسا كه بنا به فرمان خدا و به مقتضاى شكلى كه خدا براى اداره زندگى انسانها تعيين كرده , لازم باشد كه از كسانى اطاعت كند و به تعهداتى پايبند باشد . پس فرمانبرى و تعهد , بنابر خصلت ذاتى زندگى جمعى , از زندگى انسان موحد نيز تفكيك ناپذير است , منتها اين فرمانبرى , فرمانبرى از هوسهاى نفس سركش خود يا از خودكامگيها و خود خواهيهاى آدميانى چون خود او نيست , فرمانبرى از اراده و فرمان خداى بصير و حكيم است . زيرا اوست كه مقررات لازم الاجرا و زمامداران واجب الاطاعه را معين مى كند و آنان نيز فقط در چهار چوب فرمان او بر بندگان او فرمان مى رانند . [٢٢]
اين دستور قرآنى ناظر به همين حقيقت است :
اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم [٢٣]
از خدا و پيامبر و كسانى كه در ميان شما ( به گزينش و تعيين خدايى ) صاحبان فرمان اند , فرمان بريد .
و شايد به ملاحظه همين حقيقت و به دنبال آن است كه در
[٢٢]دقت در آيات و رواياتى از قبيل :
من يطع الرسول فقد اطلاع الله سوره نساء , آيه ٨٠
انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون ٠ سوره مائده , آيه ٥٥
انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر . . .
العلماء امناء الله فى خلقه . . .
مى تواند نمايشگر حدود تقريبى اين حقيقت باشد .
[٢٣]سوره نساء , آيه ٥٩