از ژرفاي نماز

از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٤٥

ستايش و سپاس مى گشوده و تن و جان خود را تسليم صاحب نعمتان مى كرده است . چون نعمت را متعلق به نعمت خوارگان مى دانسته , در طلب نعمت بردگى صاحب نعمت را پذيرا مى شده است , بردگى تن يا بردگى روح و فكر را .

به يادآوردن اينكه[ ( همه سپاسها و ستايشها از آن خداست] ( مى فهماند كه نعمتها نيز همه از آن خداست . پس هيچ كس به حقيقت مالك چيزى نيست تا از آن راه بتواند , و حق داشته باشد , كسى را اسير و مطيع و بنده خويش سازد . به روحهاى ضعيف و دلهاى محسور و چشمهاى فريفته نعمت نيز مى آموزد كه رحمت و بخشش ناچيز صاحبدولتان و اربابان عالم را به چيزى نگيرند , از آنان ندانند , در برابر آن تن به بردگى ندهند , محروميت از آن را تحمل نكنند و دارنده و محتكر آن را غاصب و متجاوز بدانند .

و لااله الاالله

اين , شعار اسلام است كه يكسره نمودارى است از جهان بينى و ايدئولوژى اين مكتب . در اين شعار يك[ ( نفى] ( وجود دارد و يك[ ( اثبات] ( .

نخست , همه قدرتهاى طاغوتى و غير خدايى را نفى مى كند . خود را از يوغ بردگى هر نيروى اهريمنى نجات مى دهد . هر دست و بازويى را كه به شكلى او را به راهى مى كشاند قطع مى كند . هر قدرتمندى جز خدا و هر نظامى جز نظام الهى و هر انگيزه اى جز