از ژرفاي نماز - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٤٤
تعظيمى است در برابر اقيانوس بيكرانه اى از خوبيها و كمالها و جمالها , تعظيمى نيست كه انسان را سرشكسته كند و از كرامت و عزت انسانى او بكاهد , ستايشى نيست كه آدمى را حقير و خوار سازد . مگر انسان چيزى جز[ ( درك كننده زيبايى و كمال و جوينده آن] ( است ؟ پس طبيعى است كه در برابر كمال مطلق به خاك افتد و ذاتى را كه دارنده آن است با تمام وجود خود پرستش و ستايش كند . اين پرستيدن و ستودن او را به راه كمال و نيكى و زيبايى مى كشاند و حركت زندگى او را در اين جهت و در اين سو قرار مى دهد .
آنان كه نماز و عبادت اسلام را مايه خوارى و سرشكستگى انسان دانسته و آن را با ستايش قدرتهاى مادى مقايسه كرده اند اين نكته ظريف را نديده و ندانسته اند كه : ستايش و بزرگداشت نيكى و پاكى , خود از نيرومندترين انگيزه هاى نيكى و پاكى است .
و اين نكته اى است كه ذكر سبحان الله , يادآورى پاكى و نزاهت خدا , به ما مى آموزد .
و الحمدلله
بشر در سراسر تاريخ پر ملال زندگى اش همواره به خاطر برخورداريهاى گوناگون , به خاطر گرفتن امتيازهاى كوچك و بزرگ , به خاطر چند روزى بيشتر زيستن و حتى در موارد بسيار , به خاطر نان بخورد و نميرش در برابر كسانى كه در خلقت با او برابر بوده و هيچ مايه اصيلى را از او بيشتر و سرشارتر نداشته اند زبان به