اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٨١٦ - بن بست سیاسی
اقتصادی بوده است. در دوران ٧٦ ١٩٧٠ ایران از نرخ رشد تولید ناخالصی ملی سالیانه ١٠% برخوردار
بود ولی در عین حال دچار مشکلات مربوط به آن نیز شده بود که عبارتند از کمبود کارگر ماهر و بعضی
کالاها، انبارها، بنادر و تأسیسات توزیع داخل پیش از اندازه انباشته شده و تأخیرهای جدی ناشی از
دیوانسالاری و تورم فزاینده (٢٤ درصد در سال ١٩٧٧) و غفلت نسبی در زمینه کشاورزی و بخش
خصوصی. این موج فراوانی در سال ١٩٧٧ متوقف شد و در آن هنگام نرخ رشد متوسط تولید ناخالص
ملی به کمتر از ٣% رسید و هدف های محقرانه تری در نظر گرفته شد ولی زیان سیاسی به ویژه در میان
کارگران شهری و پیشه وران خرده پا و صنعتگران کار خود را کرده بود.
بن بست سیاسی
بن بست سیاسی
نظام سیاسی ایران نتوانسته است بنحو مؤثری به هجوم تقاضاهایی که ناشی از مشکلات متعدد
اجتماعی و اقتصادی کشور بود، پاسخ مثبتی بدهد. آنچه موجب تضادهای ضد و نقیض می شود این است
که شاه و حکومت اکنون دستخوش عواقب فرمانروایی درازمدت خودکامانه او شده اند که کمتر فرصت
برای مشارکت عموم داده است و همچنین شاه دستخوش لبیرالیزه کردن سیاسی شده است که تظلمات
بیان شود و این امر به ناآرامی های جدی منجر شده است، برنامه لیبرالیزه کردنی که شاه در سال گذشته
آغاز کرده در واقع به مطبوعات آزادی قابل ملاحظه ای داده است و اجازه تشکیل احزاب سیاسی را غیر از
حزب رسمی رستاخیز و وعده انتخابات آزاد در سال ١٩٧٩ داده است.
علاوه براین این برنامه همراه با کاهش محسوسی در بکار بردن روش های پلیسی ساواک و سایر
بنگاهها برای خبرگیری و کنترل فعالیت های سیاسی بوده است. در نتیجه این برچیده شدن مهارها و
محدودیت ها، بیان سیاسی از سوی گروههای وسیعی از مردم اعم از وفادار یا مخالف مانند قارچ روئیده و
بطوری که ورای توانایی نهادهای رسمی تضعیف شده کشور و برای مقابله با آن شده است. نه دولت هنوز
آن آمادگی را که برای پذیرفتن وظایف و مسئولیت های یک نظام سیاسی دمکراتیک لازم است، ندارند.
حزب رستاخیز عملاً در میان این آشوب از هم متلاشی شده است و مجلس هر چند به عنوان یک
تریبون بحث در اطراف مشکلات کشور بیشتر از هر زمانی از سالهای ١٩٥٠ فعال تر بوده است و بنابراین
به عنوان یک سوپاپ اطمینان مورد استفاده قرار گرفته، نتوانسته است راه حل های مؤثری برای رهایی از
این بلاتکلیفی سیاسی یا رهبری در مقابله با آن فراهم کند بنابراین بار سنگین تماما بر روی شاه (و بر روی
حکومت جدید و به طور کلی ضعیف، جعفر شریف امامی نخست وزیر) برای متعادل کردن لزوم نظم عمومی
با ضرورت یک راه حل سیاسی افتاده است. رهبران ارشد نظامی برای شق اول اصرار دارند در حالی که
مخالفین غیرنظامی خواستار شق اخیر هستند.
مخالفین غیرنظامی که علم مبارزه را بر افراشته اند دارای دو عنصر اساسی هستند یعنی جانشینان
دست چپی جبهه ملی سالهای ١٩٥٠ که اکنون تا میزان محدودی تحت نام نهضت آزادی ایران فعالیت
می کنند و جامعه محافظه کار مذهبی شیعه میلیون نیروی خود را از روشنفکران طبقه متوسط طبقه بالای
شهرها کسب می کنند و به طور کلی با حکومت خودکامه مخالفند. در حالی که مخالفان مذهبی از طبقات
پایین و پایین متوسط برخوردارند و در درجه اول با سیاست های اصلاح طلبانه شاه که وضع مذهب را در
کشور تهدید می کند مخالفند، علاوه اینها مخالفین سازمان یافته شامل مجاهدین خلق که عضویت خود را