اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٤٠ - مذهب و تجدد
سرمایه داران، کارخانه داران و کارگران، سرمایه داران احساس می کنند که به آنها ترفند زده شده است. تا
منافع خود را سرمایه گذاری مجدد نمایند و کارگران هم که وعده داده شده بودند که (در سود سهام) شریک
باشند می بینند که حقوقشان به حسب واقع در سال گذشته کاهش یافته است. «مترینکو» اظهار داشت که
تبریز «کشور دیگری است». مردم آنجا فارسی صحبت نمی کنند و تاریخ آذربایجان همیشه جدایی طلب
بوده است. مقامات حکومت شهری عملاً به خاطر تغییر و تعویض دائمی وجود نداشته اند بعضی از اوقات
در عرض چهار ماه ٢ یا ٣ نفر در یک مقام تغییر یافته اند. دانشگاه «آذرآبادگان» فقط چهار هفته از
کلاسهای شانزده هفته ای خود را داشته است. کشتار دانشجویان در اوائل ماه می کارمندان دانشگاه را بر
علیه دولت شورانده است. مذهب در تبریز که شهر مترقی نیست، اقتدار زیادی دارد. عملاً تنها سرگرمی که
وجود دارد از طریق مساجد است. ساخت عادی اجتماعی آن تغییر یافته است. باشگاهها و سینماها
تعطیل شده است. در تبریز، فرح (که در جاهای دیگر مورد احترام شدید است) حتی توسط منسوبین خود
مورد تحقیر است و آنها می گویند که خانواده «دیبا» در تهران دیگر ترک نیستند. اعتقادی وجود دارد مبنی
بر این که شاه از گسیختگی تبریز درست مطلع نیست. «مترینکو» متذکر شد که تحمیل مجدد یک اقتدار
محکم مشکل به نظر می رسد. عقیده بر این است که سربازان اگر بدانند که مردم تبریز به خاطر دلایل
مذهبی شورش می کنند به روی آنها شلیک نمی کنند. در ماه فوریه به سربازان گفته شده بود که کمونیستها
درصدد اشغال قدرت هستند. اینک افسران تشخیص می دهند که شورش کنندگان کمونیست نبودند و
احساس فریب خوردگی دارند. اما ستاد ارتش فکر می کند که هر نوع حادثه ای را می تواند از عهده برآید.
مک گافی اظهار کرد که وقتی پس از کودتای افغانستان به پایگاه هلیکوپتر اصفهان آماده باش داده شد.
فقط افسران هلی کوپترها را پرواز دادند و درجه داران به امور کلاس گماشته شدند. بسیاری معتقدند که
دولت در مورد تظاهرات دروغ گفته است.
مذهب و تجدد
مذهب و تجدد
«تامست» تذکر داد که دامنه وسیعی از نارضایتی های ناشی از مدرنیزه کردن در حال بروز است.
ایرانیان مدعی هستند که مدرنیزه کردن مفهوم هویت را از بین می برد. اگر چنین باشد لیبرالیزه کردن
سیاسی صرفاً فرآیندی را که برای مدتی ادامه داشته است، ظاهر کرده است.
«مک گافی» توجه داد که افسران جوان نیروی هوایی اصفهان مجذوب تجددند و در مورد لیبرالیزه کردنی
که منجر به دادن امتیازهای عمده به مخالفین شود، ناراحتند. بسیاری از نخبگان تجددگرا پلیس را یک
مشکل و مانع برای مدرنیزه کردن می دانند.
«داولینگ» متذکر شد که افسران پلیس که با وی سروکار دارند نسبت به سازمانهای خود متعهد بوده،
اما تجددگرایان دولت را حمایت می کنند، مخصوصاً اگر بخواهند انتخابی میان دولت تجددگرا و حکومت
مذهبی محافظه کار به عمل آورند. اما هنوز اکثراً وضعیت را این طور نمی بینند.
«ناس» این سؤال را مطرح کرد که آیا اختلافات میان روحانیت شیعه و دولت غیرنظامی چنان اساسی
است که نمی توان آنها را مصالحه داد؟ آیا دولت ایران نمی تواند با روحانیت کنار بیاید بدون اینکه ضعیف
تلقی شود؟ مقداری هم تأثیرات ایدئولوژیکی در مورد محافظه کاری اسلامی مورد توجه واقع شد. مک
گافی فکر می کرد که ایدئولوژی در درجه دوم قرار دارد و هر شخص متوجه رفاه و ترقی خویش است.