اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٨ - معرفی سند شماره ٥٧
معقول ادامه دهیم، جامعه یک دوره مسابقات دوره ای والیبال ترتیب داده بنام سری مسابقات والیبال
دعوتی لینگن، ما بازی های تنیس خود را به سفارتهای ایتالیا و بریتانیا باختیم، و یک مراسم بسیار جالب
رقص هالووین داشتیم که به وسیله جوانهای اداره وابسته نظامی ترتیب داده شده بود. هوا هم خوب بود، و
ما توانستیم میزها را در تراس بچینیم و بنابراین موفق شدیم که حدود ٢٥٠ نفر را برای شام بسیار خوبی
که آشپز عالی ایتالیائی ما ترتیب داده بود جمع کنیم و بعد از شام تا سه صبح رقصیدیم آنها مسابقه رقص
ترتیب دادند و همین طور دیسکو، والتز، پولکا و رقص آرام و به همه بسیار خوش گذشت. در حقیقت ما در
جامعه دیپلماتیک اینجا به خاطر پارتیهای این سفارت داریم مشهور می شویم. (مترجم: منظور جامعه
سفارتخانه های خارجی در ایران است).
هیچوقت نمی ترسیم، چون مجزا هستیم، یعنی این محل (محل رقص) به اندازه کافی از خیابانها دور
هست که ما اسلامیهای اصولی را ناراحت نکنیم... چند ایرانی هم می آیند، البته معمولاً یک جمع
دیپلماتیک و خصوصی است، که اینها (منظور ایرانیها) بی رودربایستی تشنه این جور سرگرمیهای
طاغوتی هستند (در سند به زبان انگلیسی کلمه طاغوتی آمده و لینگن آن را به انگلیسی به فارسی ترجمه
کرده). زیرا هیچ سرگرمی از این نوع در شهر وجود ندارد، البته این دورو برها شایع شده که بعضی مواقع در
رستوران (روی بام هتل آریامهر مراسم رقص برپا است، چند هتل خوب اینجا هست که اکثر آنها فقط ١٠
تا ٢٠ درصد پر شده زیرا تمام توریستها رفته اند، و بعضی از هتلها هم به وسیله دانشجویانی که از عدم
وجود خوابگاه ناله می کنند اشغال شده... بیچاره این دولت، مشکلات زیادی روی دست مانده و در
ناراحت کردن دانشجویان هم که بهر حال نقش بزرگی در بیرون راندن شاه داشته اند کمال خونسردی را
نشان می دهد. در مورد انتصاب یک سفیر جدید در اینجا هیچ پیشرفتی حاصل نشده، با وجود مسئله شاه
هنوز زمان برای این کار مناسب نیست و من در حال حاضر آن تسلط لازم را بر مسایل ندارم. اخیرا از من
خواسته شده که به عنوان سرکنسول مأمورین را در اورشلیم قبول کنم ولی من درخواست کرده ام که مرا از
لیست افراد مورد نظر خارج کنند. (این قسمت دقیقا مشخص نیست) به نظر می آید که فعالیتهای اصلی در
خاورمیانه ترجیح دارد، چه اینکه سفارتهای ما در تل آویو، قاهره و عمان بسیار فعالند، البته نباید
بازیگران دیگر مانند استراوس و بقیه بازیگران را فراموش کرد، ممکن است که آنجا جای خوبی برای
زندگی باشد ولی برای مدرسه رفتن جیم ممکن است آنقدرها هم خوب نباشد، در این زندگی پرنقل و
انتقالی که ما داریم برای خدمات خارجی ایالات متحده مسئله تحصیلات جیم اولین مسئله مورد بررسی
برای تصمیم در مورد جای بعدی است که ما خواهیم رفت...دوستدار شما بروسی
در زیر دست نویسی می آید که در انتهای نامه است که اشکالاتی دارد باید دوباره بررسی شود.
P.S ما هفته پیش از یکی از رهبران مذهبی (ملاهای پیش تاز) در مجلس سنا درخواست ملاقات
کردیم مذاکرات جالبی بود، مردی که عمیقا به ما ظنین بود ولی ظاهرا حاضر بود حرفهای ما را بشنود،
البته با به رسمیت شناختن این مسئله که ایران مشکلات دارد که به ما مربوط نیست. اما شاید جالبترین
قسمت این گفتگو مربوط به دختر ١٤ ١٢ ساله ای بود که لیموزین چایل سیاه ما را دید که بیرون منتظر بود
و از افسر امنیتی من پرسید این ماشین مال کیست، وقتی جواب شنید که متعلق به کارمند آمریکایی است او
گفت: ولی من فکر کرده بودم که تمام آمریکایی ها از اینجا رفته اند. ما آنها را بیرون خواهیم کرد. او به عنوان
یک نمونه نیست ولی حرفی که او زد مقداری از تأثیر تبلیغات در اکثر مطبوعات را نشان می دهد، تبلیغاتی