اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٧ - معرفی سند شماره ٥٧
تصمیم گرفته ایم که از حالا برای یک هفته هرکس اینجا آمد و از کنسولگری درخواست ویزا کرد، چنانچه
گلویش درد می کرد بلافاصله او را بیرون کنیم.) در میان جمعیت زنانی با چادر و حتی بچه هائی در کالسکه
هم بود آنها به هیچ وجه سعی نکردند که از روی دیوار داخل شوند ولی آنها موفق شدند که رنگهای زیادی
روی دیوار ما بریزند، با وجود اینکه از تظاهرات های قبلی آثار زیادی بر روی دیوار ما باقی مانده بود. ما
در تمام وقت با تلفن واشنگتن نگران را از نگرانی در می آوردیم. تنها مشکل اساسی ما اواخر بعد از ظهر به
وجود آمد و آن هم وقتی که تظاهرات در حال پایان یافتن بود. یکی از افسران حفاظتی ما تصمیم گرفت که
یک شعار پارچه ای بزرگ را که به نرده های درب آهنی مخصوص ورود رسمی نصب شده بود پایین بکشد
روی این پارچه یک چیز خفت باری علیه کارتر نوشته بود و از خمینی ستایش کرده بود. خوب، چند نفر از
آخرین نفرات تظاهر کننده این برنامه را دیدند و هیچ خوششان نیامد... در حقیقت جمعیت بسیار عصبانی
شد و در این عصبانیت نیروهای امنیتی پلیس هم با آنها متحد شدند (حدود ٤٥ ٥٠ نفر امروز از سفارت
حفاظت می کردند، غیر مسلح، و در حرکت دادن مردم و جلوگیری از توقفشان بد نبودند)، و همگی
خواستار شدند که شعار پارچه ای سر جایش دوباره نصب شود. ما گفتیم بسیار خوب، به شرط ی که جای
دیگری نصب شود. آنها موافقت نکردند و گفتند که اگر همکاری نکنید از دیوارها داخل سفارت می شویم.
خوب در آنجا ما تصمیم گرفتیم که اگر مقاومت ما منجر شود به اینکه پلیس هم علیه ما وارد عمل شود ما
ترجیح می دهیم که غرورمان را بشکنیم. بنابراین شعار دوباره رفت سر جایش (با وجود شرمساری
تفنگداران ما) و بعد باز هم حدود یک ساعت شعارهای عصبانی علیه ما... ولی بدون خشونت...
خوب تمامش همین بود، ضمنا یک دستپاچگی مختصر هم امروز غروب پیش آمد و آن هم به خاطر
این بود که جمعیت زیادی که از یک استادیوم ورزشی نزدیک سفارت بیرون آمدند از جلو ما گذشتند و
شعارهایی با عصبانیت علیه ما دادند. دوباره ما همگی در دفترخانه پناه گرفتیم، ولی تظاهرات مختصر بود
و در پانزده دقیقه تمام شد.
ممکن است شما گیج شده باشید که چه چیزی این مسایل را باعث شد، گر چه فکر کنم شما بدانید، مثل
اینکه در بالا هم گفتم، در این مورد هیجان افزاینده ای وجود دارد و اگر شاه برای معالجات بیشتر بر مبنای
بیماری (ohah - out patient basis) در آمریکا بماند ما دردسرهائی خواهیم داشت. ما اینجا به بالاترین
مقامها غیر از خود آیت اللّه تأکید کرده ایم که قبول کردن شاه فقط براساس انسانیت بوده، ما او را به عنوان
یک شخص بدون هیچ مقام سیاسی در ایران، می پذیریم، ما با دولت فعلی معامله می کنیم (کار می کنیم)، ما
به استقلال و تمامیت ارضی ایران احترام می گذاریم و از آن حمایت می کنیم. ما به نماینده شاه (حزب شاه)
(shahs paety) یادآور شده ایم که او تا زمانی که در آمریکا است نمی تواند فعالیتهای سیاسی داشته باشد و
غیره ولی این مطالب نه دولت را متقاعد کرده و نه مطبوعات، را، و این قصد دیگری را در مورد کارتر که ما
انجام داده ایم می بینند، و شاه را به عنوان پایه و اساس جنایتکاران می بینند و می خواهند او برای محاکمه به
ایران بیاید.
هنوز روشن نیست این مسایل به کجا ختم می شود، ولی من در حال حاضر می ترسم که ما برای مدتی
آب و هوای سنگینی داشته باشیم به خصوص اگر او برای معالجات بیشتری در آمریکا بماند. جای تأسف
است، زیرا ما آرام آرام در حال کسب اعتماد به نفس در این مبارزه دشوار بودیم.
اما همه چیز اینجا دردسر نبوده، ما سعی کرده ایم که مواقعی که می توانیم زندگی معمولی خود را در حد