اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٢٠ - سفر به کپکان
سری. غیر قابل رویت برای خارجیان ١١/١٢/٥٧ (DAO) دفتر وابسته دفاعی DATT: شیفر : تی. اکی
سرهنگ نیروی هوایی آمریکا AAIRA: جانسون راچ، اف سروان نیروی هوایی آمریکا
موضوع : سفر به کپکان
١ گزارش اطلاعاتی (DAO) دوم مارس ١٩٧٩ جمعه، ١١ اسفند
خلاصه : در تاریخ ٢٧ فوریه DATTو AAIRA به وسیله یک هواپیمای C/١٣٠متعلق به نیروی
هوایی اسلامی ایران (NIIAF) به ایستگاه هوایی رادار شمالی واقع در کپکان (٤٤ و ٥٨ و ٣٦١٦ مختصات
جغرافیایی منطقه است مترجم) برای آزاد نمودن ٢٢ تکنسین مخابرات آمریکا که در محل مانده بودند
عزیمت نمودند. به ضمیمه گزارش مربوطه و حوادث روزانه به انضمام توقفها در مهرآباد است.
اولین دیدار از مرکز مخابرات و مؤثر ٠٢٠٠
بازگشت به سفارت از مهرآباد.
١ تا ٢١ حذف شده (منظور مواد ١ تا ٢١ است که در صفحه اول دیده می شود)
٢٢ متن کامل : S/NO FORN سری غیرقابل رویت برای افراد خارجی) صبح زود ٢٧ فوریه ١٩٧٩
DATTو AAIRA در سفارت با دو نفر از کارمندان امیرانتظام معاون نخست وزیر ملاقات نمودند. ما
همراه با گارد مجاهدین و دو نفر عضو دفتر امیرانتظام آقایان سرمدی و نادر زاگر با ماشین به طرف
فرودگاه راه افتادیم. تا هنگام ورود به قسمت نظامی فرودگاه اتفاقی نیفتاد. در آنجا جلوی ما را گرفتند و
خواستار ارائه مدارک شدند. اهمیت نامه امیرانتظام بستگی به نظر بازرس داشت هر ایستگاه بازرسی به
نظر می رسید که واحدی کاملاً مستقل است و هر کدام در اختیار یک ایرانی که عبور کنندگان را بازرسی
نماید همه رئیس و مسئول بودند و همه باید تأییدیه صادر می کردند. از در اصلی تا کمیته پایگاه نظامی راه
کوتاهی بود (کمیته گروهی محلی شامل یک ملا و چندین عضو از محل و وسائلی) که می بایست دوباره به
ما اجازه عبور دهد. بعد فعالیتهای پایگاه. پایگاه به طور نامنظمی مشغول به کار بود به ما گفتند که قسمت
پرواز در اعتصاب است. ما یک تأییدیه دیگری از کمیته بزرگتری لازم داشتیم و یک دستور برای پرواز
١٣٠ C از سرپرست خلبانان. در اینجا خلبانان نوبتشان بود که تصمیم بگیرند که پرواز کنند یا نه. همان
طوری که قبلاً نیز توضیح داده شد در انقلاب مردم آزادند هر طوری که دلشان می خواهد تصمیم بگیرند
یک افسر نیروی هوایی به DATT گفت که قبل از انقلاب آنان فقط باید دستورات را انجام می دادند ولی
حالا می توانند تصمیم بگیرند که آیا پرواز لازم و خوبی است یا نه.
به هر حال فرهنگ ایرانی سرنوشت ما را تغییر داد. همان طور که DATT و آقای نادر زاگر دنبال
تأییدیه از کمیته بودند اتفاقا با رئیس جدید نیروی هوایی تیمسار اصغر ایمانیان که یک جلسه با بعضی از
همافران و افسران ارشد داشت، با نادر زاگر همکلاس بود برخورد کردند نتیجتا پرواز فورا تأیید شد و این
بدان معنا بود که ما می توانیم بعد از ٤ ساعت اقامت در پایگاه نیروی هوایی پرواز نماییم. قبل از پرواز ما
می بایست با سربازان مردمی ناهار بخوریم. نهار برخلاف دفعات گذشته که خیلی تشریفاتی بود شامل
لوبیا پلو و نون لواش محلی بود. مسئله مهم درباره ناهار این بود که افسران آماده به خدمتها، همافران و
دیپلماتها همه از یک ظرف و با هم غذا می خوردند. چیزی که قبلاً تصور آن نمی شد ٢ تن از ستوانهای
نیروی هوایی به AAIRA گفتند که آنها امشب پاس هستند و واقعا هم در ساعت ٢ صبح سر پاس خودشان
بودند. B حدود ساعت ١٣ ما به قسمت پرواز به دنبال هواپیمای خودمان می گشتیم هیچ کس شماره