اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٤١ - تغییر جهت برنامه خرید تسلیحات نظامی برای ارتش ایران
آورد که به نظر وی طبق یادداشتهای تفاهم ١٩٦٢، ١٩٦٤ با ایالات متحده از آن برخوردار نبود. چه در
این یادداشتها ایالات متحده به طور ضمنی انحصار تدارک و کنترل میزان تأسیسات نظامی و مخارج
نظامی ایران را به دست آورده است. بهبود چهره اقتصادی ایران در اواخر ١٩٦٥ نیز به این تصور شاه که
می تواند روابط نظامی خود با ایالات متحده را بر پایه جدیدی قرار دهد، کمک کرد. خصوصا وی به طور
غیر مستقیم دست به این کار زد، زیرا در عین سعی در حفظ اساس روابط خود، مسئولیت هر نوع تغییر مهم
را هم به گردن ایالات متحده انداخت.
٢ یادداشتهای تفاهم: هنگامی که یادداشت تفاهم اصلی در ١٩٦٢ منعقد گردید فلسفه آن تا آنجا که
به ایالات متحده مربوط می شد این بود که در ازاء یک تعهد پنج ساله برای تحویل سلاحهای نظامی، در
تعیین برنامه های آینده نه تنها با توجه به عوامل نظامی، بلکه با در نظر گرفتن تواناییهای اقتصادی ایران، ما
نوعی حق رأی به دست می آوریم. یادداشت ١٩ سپتامبر ١٩٦٢، با قید این شرط مورد موافقت شاه قرار
گرفت که چنین برداشت می شود که اگر تحولات بین المللی به صورتی در آید که خطر غیرقابل پیش بینی
در حال حاضر برای ایران ایجاد کند، این برنامه ممکن است مورد تجدید نظر قرار گیرد. این موافقت نامه دو
سال ادامه یافت. در سال ١٩٦٤(١) اجبارا اصلاح گردید تا زمینه لازم را جهت مدرنیزه کردن نیروهای
مسلح ایران فراهم سازد، منجمله افزایش نسبی در میزان آنها که متضمن خرید سلاحهای آمریکایی
بیشتر، تحت برخی شرایط معین، به ارزش ٢٠٠ میلیون دلار از طرف ایران بود.
این شرایط متضمن پیش بینی یک بررسی سالیانه بود تا«پیشرفت و اجرای این تفاهم فی مابین و رابطه
آن را با برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران بررسی نماید. که این شامل» یادداشت تفاهم ٤ ژوئیه
١٩٦٤ می شد که در آن از «یک بررسی مشترک در زمینه یک بررسی مشترک در زمینه تأثیر خریدهای
نظامی بر روی موازنه پرداختها و وضعیت بودجه ایران صحبت شد. بدین ترتیب، یادداشت ١٩٦٤ از
یادداشت ١٩٦٢ محدودتر به نظر می رسد. دست کم تا آنجا که به ایالات متحده مربوط می شد، مفهومی
ضمنی در این یادداشت وجود داشت که عبارت از بررسی مشترک» حق اعمال نوعی کنترل بر روی
مخارج نظامی ایران را به ایالات متحده خواهد داد، اگر چه این سند فاقد هرگونه اشاره ای که دال بر اینکه
شاه هرگز چنین برداشتی از این عبارت داشت، می باشد. اگر چنین برداشتی را داشت، وی بدون شک آن را
تجاوز به حق حاکمیت ایران تلقی می کرد، که می بایست به طور موقت پذیرفته شود تا بتواند سلاحهای
نظامی را که برای دفاع از کشورش حیاتی می دانست، به دست آورد.
به هر حال، تعهد پنج ساله جدید ناشی از یادداشت ١٩٦٤ عملاً فقط کمی بیش از یک سال دوام یافت.
لازم به توجه است که در رابطه با امضاء یادداشت ١٩٦٤، وقتی شاه شرطی را وارد کرد مبنی بر اینکه
«بایستی دسترسی به منابع افزایش یابد و مخارج اضافی را ممکن سازد»، منظور وی به دست آوردن
گردان دوم هاک (از محدود بودن به یک گردان، ناراضی بود)، یک ایستگاه رادار در خلیج فارس، و «یک یا
١- لازم به تذکر است که در اوائل ١٩٦٤ وقتی شاه از نارسائی های موافقتنامه ١٩٦٢ گله داشت ٬ به رئیس جمهور نوشت: ”آقای رئیس جمهور ٬ در نامه خود به شما مایلم در مسایل مورد علاقه طرفین با کمال صراحت با شما حرف بزنم ٬ اگر ایالات متحده در چنان وضعی نیست که علاوه بر برنامه پنج ساله نیازهای روشن و فوری نظامی ما را جهت ایفای وظایفمان برآورده سازد ٬ من فکر می کنم ممکن است بصلاحمان باشد ترتیبی بدهیم تا نیازهای اضافی خود را ٬ تحت شرایط مناسب ٬ از ایالات متحده آمریکا یا جای دیگر خریداری کنیم“ ٬ (تأکید از ماست).