اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٨٧ - ایران، بررسی نهضت تشیع (مسلمانان شیعی مذهب)
مردم به ملاها جلوگیری کرده و آنان را متکی به مستمریهای دولتی نماید. به وسیله دورکردن و جداسازی
ملاها تا حد امکان از انظار عموم، به تمسخر گرفتنشان، به بند کشیدن بسیاری از رهبرانشان در زندانهای
ساواک، و اصرار بر این که ایران باید آینده ای غیر مذهبی داشته باشد، شاهان ایران سعی داشتند که ایران را
به اجبار از طریق یک مرحله غربی شدن که شامل جدایی حکومت از مذهب باشد که در اروپا طی طریقی
چند صد ساله داشت، بگذارنند
٦ معذالک، بر همه روشن است که اسلام عمیقا در زندگی اکثریت وسیعی از مردم ایران ریشه دارد و به
صورت تشیع، قرنها است که ناسیونالیسم ایرانی نام گرفته، قبل از آنکه حتی پای ناسیونالیسم امروزی به
شرق رسیده باشد. خاندان پهلوی سعی داشت ناسیونالیسمی امروزی تر بر اساس بازگشت به سنتها،
افسانه ها و عظمت قبل از اسلام را جانشین این ناسیونالیسم کهنسال نماید. البته اگر این تلاش به مدت چند
دهه یا چند قرن بی رقیب می ماند، حتما موفق می شد. این موفقیت نیز تنها از طریق ایجاد نهادهایی که
بتوانند در میان مردم ریشه دوانده و به رقابت با اصول تشیع اسلامی برخیزند به وجود می آمد.
٧ ولی خاندان سلطنتی پهلوی رفرمیست از همان اوان با مقاومت یک ایدئولوژی غربی دیگر یعنی
کمونیسم نیز روبرو شدند. پارلمان نوپا و دیگر نهادهای حکومتی در اواخر سالهای ١٩٤٠ و اوائل دهه
١٩٥٠ تقریبا تحت تأثیر غربی سازی به روش کمونیسم قرار گرفتند. مبارزه توأم با موفقیت شاه فعلی علیه
آن مقاومت و مجذوب شدن وی در ایجاد ایرانی مدرن، غیر مذهبی و صنعتی او را در مورد مقاومت دیر
پای اسلام و تأثیر آن بر مردم کور کرده بود. در حالیکه تمام تلاشهای او شخصا متوجه تأسیس یک
ایدئولوژی ایرانی بر اساس ٢٥٠٠ سال شاهنشاهی ایرانی «و رسیدن به تمدن بزرگ» شده بود و به نظر
می رسید که کمی هم پیشرفت کرده باشد، ولی امروز به وضوح می توان دریافت که تمام این اعمال باعث
عمیق شدن تنفر مسلمانان شیعه و گسترش مخالفت طبقات مختلف مردم نسبت به رژیم گشته بود. امروزه
حتی فارسی سخن گفتن شاه نیز به مسخره گرفته می شود.
چون شاه هنگام کاربرد کلمات فارسی دچار اشتباه می شود و این نیز در نظر مردم دلیلی دیگر
می شود، برای اینکه بگویند که او عامل و حافظ منافع خارجیها است، نه مردم.
٨ از نظر تاریخی، علمای اسلامی پیدایش تشیع را به مقاومت در برابر حکام در چند مرحله زمانی نسبت
می دهند. تشیع ابتدا نشانه مقاومت پارسیها علیه مهاجمین عرب و مغول بود و به تدریج تشیع ایرانی جدا
گردیده و قسمت اعظم آن بعد از آنکه حکام صفوی تشیع را مذهب رسمی دربار خواندند مخفی شد و به
کارهای «زیرزمینی» اشتغال ورزید. بنابه گفته دانشمندان ایرانی این حکام نیرومند پارسی بعدا تشیع را به
صورت نوعی تسنن در آوردند. یعنی از بعضی از نهادهای شیعی درخواست پیروی از شاه را نمودند. به
عبارت دیگر قرار بر این شد که در غیاب امام دوازدهم شاه تصمیمات عرفی و غیر روحانی را اتخاذ نماید.
همزمان با این نیروی رسمی (صفوی) نیروی مقاوم غیر رسمی دیگری (علوی) به وجود آمد که متکی بر
اصل اختفای تشیع کهن بود و اعلام مخالفت و نبرد علیه حکام ظالم و فاسد را نمود.
٩ نشانه بارز وجودی این دو نیرو را در ایجاد دو نوع مسجد و مقبره در بسیاری از شهرهای ایران، به
خصوص از زمان فتحعلیشاه قاجار، یعنی آنها که توسط شاه ساخته و حمایت می شدند و آنها که مردم
می ساختند و در آنها برای انجام فرایض دینی حاضر می شدند، می توان مشاهده کرد. ائمه جمعه ای که
توسط شاه برگزیده می شدند، تا بر مساجد شاه نظارت داشته باشند، مورد بی احترامی مؤمنینی واقع