اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٦١ - دخالتهای آمریکا در ایران (٢)
طوری که گزارش شده آنها هنوز برای متعادل کردن جنبش مذهبی تلاش می کنند و بدون شک از فرصت
مشارکت در جریان انتخاباتی که آنها را به طور کامل تابع خمینی که در خارج کشور است ننماید، استقبال
می کنند.» (سند شماره ٤٣) و یا به دنبال افرادی هستند که فقط با شاه مخالفت داشته باشند و بر علیه منافع
آمریکا سخنی نگویند.
همان طور که گفتیم آمریکا روی رهبران میانه رو حداقل به عنوان جناحی معتدلتر نسبت به امام،
امیدوار بوده است و همراه با اوج گیری انقلاب، آمریکا نیز به تلاشهای خود ادامه می داده است تا اینکه به
ماه رمضان یعنی فراز دیگری از انقلاب اسلامی می رسیم. در یکی از اسنادی که در این ماه نوشته شده
چنین آمده: «بسیاری از ناظران در اینجا امیدوارند که در پایان ماه رمضان واقعه به پایان می رسد، ولی ما
رفته رفته بیشتر مردد می شویم. ما معتقدیم که رهبران مذهبی حتی میانه روها احساس تسلط می کنند و
فکر نمی کنیم که بخواهند فشار را کم کنند، مگر اینکه دست کم رضایتهایی به دست آورند. شاه در حال
حاضر روی عصای شکسته تکیه دارد. یقیناً او تقریباً می توانست به طور موفقیت آمیزی جنبش مذهبی را
در حال حاضر با دستگیریهای دسته جمعی و به کمک خونریزی زیاد فرو بنشاند. اما این عمل کار ساده ای
نیست. زیرا برخلاف ١٩٦٣ فعالیتهای ناراضیان در سطح کشور گسترده است و خرابکاریها معمولاً توسط
تعدادی گروهها در بخشهای جداگانه شهرهای کوچک و بزرگ اعمال می شود. اگر او این کوره راه را
انتخاب کند نقی ادعای اعطای آزادی او خواهد بود و انتقادات خارجی مهمی را که نسبت به آنها حساس
است به خود وارد خواهد کرد.» (سند شماره ٤٣) و در اواخر ماه رمضان است که می خواهند فردی از
ایادی پلید خودشان را که تاحدی چهره مذهبی داشته باشد بر سر کار آورند و به همین دلیل شریف امامی
متظاهر به مذهب به جای آموزگار که در برخورد با عناصر مذهبی صرفاً از روی یکدنگی عمل می کرد به
نخست وزیری منصوب می شود و در ظاهر شروع به اقدامات اصلاحی مانند آزادی تشکیلات حزبی و
فعالیتهای سیاسی، آزادی مطبوعات و بردن لایحه هایی مانند لایحه استقلال دانشگاه و غیره به مجلس
می کند. به مجلس اجازه انتقاد از دولت (بدون آنکه از شاه و آمریکا صحبتی بشود) می دهند و رسانه های
گروهی این انتقادات را منتشر می کنند، که این بنا به گفته یکی از مفسران لانه جاسوسی فقط می تواند
سوپاپ اطمینانی برای جامعه ایران باشد. در این سند به خوبی موقعیت شاه در مقابل مردم نشان داده شده
و بیان می شود که اگر شاه راه حل نظامی را در پیش گیرد این نقی برنامه های اعطای آزادی او خواهد بود.
دیدیم که مدت کمی بعد از این تحلیل ١٧ شهریور فرا می رسد و ماهیت برنامه های اعطای آزادیهای
دمکراتیک شاه بر مردم بیشتر روشنتر می شود و شاه در ١٧ شهریور کوره راه مذکور را در حالی انتخاب
می کند که یکی از رهبران بلوک شرق را به عنوان مهمان در کنار خود داشت و پس از خونریزی نیز نه تنها
انتقاداتی از طرف مجامع غربی به او وارد نشد، بلکه برای او در اجرای سیاست حقوق بشر اظهار امیدواری
نیز شد (تلگراف کارتر به شاه). آنچه در کل جریانات از اول انقلاب تا این مرحله واضح است، این است که
آمریکا به علت سیاست حقوق بشری که در پیش گرفته بود و برای پنهان کردن چهره کریه خود با
راه حلهای نظامی موافق نبوده، ولی در این مرحله مشاهده می شود که بعد از دسته گلی که حکومت نظامی
به آب می دهد نه تنها مخالفتی نمی کند، بلکه برای شاه و دولتش آرزوی موفقیت نیز می نماید. به هر حال
دولت شریف امامی بسرکار می آید و یک سری آزادیهای ظاهری می دهد و آن طور که دیدیم این آزادیها از
نظر بسیاری از آنهایی که در حقیقت تحت تأثیر فرهنگ غربی بودند، صادقانه و صحیح بود و جالب اینجا