اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٨٥ - سیر اسناد مربوط به س، د، لور ١
سند شماره ١١
از: تهران ٥٤١٧٤ قسمت اول از دو قسمت(١) ١٨ شهریور ١٣٥٨ اعضاءسرّی
به: رئیس
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
آنچه در زیر می آید تحلیل و ارزیابی راترفورد در ١٦ شهریور از قضیه س، د، لور ١ می باشد:
١ با در نظر گرفتن مقامی که س، د، لور ١ در رژیم جدید دارد (یعنی عضو شورای انقلاب، عضو
مجلس خبرگان، سرپرست بانکهای ملی شده و ناشر) این طور به نظر راترفورد می آید که فعالیتها برای
جلب همکاریش باید ادامه یابد. یک فرد با امکاناتی که او از آن بهره مند است باید قادر باشد اطلاعات با
ارزشی را در دوره ای که در پیش است در اختیار گذارد. حتی از این مهم تر «ر»(٢) همچنان ل ١ را به عنوان
فردی که آینده سیاسی درخشانی خواهد داشت به حساب می آورد. به نظر می رسد ل ١ که فردی
جاه طلب و از لحاظ سیاسی زیرک است نقش خود را محتاطانه با چشم داشت به روزی که خمینی از
صحنه کنار رود بازی می کند.
٢ جای تعجب نیست که ل ١ در تهران تصویری از خود بروز می دهد که تا حدی با آنچه در پاریس
قبل از بازگشتنش داشت متفاوت است. در پاریس او یک توطئه گر (طراح) بود و تمامی وقت خود را به
تنظیم نقشه هایی برای چگونگی از میدان به در کردن رژیم بر سر قدرت در آن زمان اختصاص می داد. او
در خارج در بین روشنفکرانی که به او چشم داشتند و به وی احترام می گذاشتند، حاضر بود برای تحقق
اهداف گروهش به هرگونه فداکاری دست بزند. او که زرنگ و باهوش بود و شبانه روز با استراحت کمی
کار می کرد، به نظر می رسید که از مبارزه لذت می برد و به راحتی مخاطراتی را که درگیر این گونه فعالیتهای
جسورانه است می پذیرفت.
٣ بر اساس سه ملاقات ما در تهران، روشن می شود که شخص مورد نظر همان طور که قابل پیش بینی
بود از وقتی که مقامات مسئولیت آوری را در رژیم تازه تأسیس پذیرفته فرق کرده است. هنوز شبانه روز
کار می کند اما به گونه ای دیگر. اگر چه در پاریس او یک انقلابی بود که با ظاهر امور سرو کار داشت، اکنون
او خودش را درگیر مسایل ظریف اداره یک مملکت می بیند. سعی او اکنون بر این است که وضع موجود را
حفظ و پایه های آن را تحکیم نماید. او همچنان از مبارزه صحبت می کند. کاملاً واقف است که در بخش
معتنابهی از مردم چندان اشتیاقی نسبت به تغییر رژیمها وجود ندارد و به نظر می رسد که اهمیت کاری را که
در پیش است درک می کند. هرچند او همچنان خود را انقلابی می داند و به نظر می آید که از تبلیغات
مقتضای مقامش در نهضت و مزایای قدرت (یعنی محافظانی که به عنوان یک عضو شورای انقلاب برایش
گمارده شده اند) لذت می برد. در واقع امر به نظر می آید که او بیشتر یک دیوانسالار (بوروکرات) است تا
یک انقلابی، هرچند او همواره روشنفکری ملایم طبع بوده. با وجود این حالا که در تهران جای گرفته به
نظر می رسد دارد جا می افتد. او کمی شکم آورده، لباسهای کاملاً اندازه سفارشی می پوشد و ساعت طلای
جدیدش را که ظاهری گرانقیمت دارد به رخ می کشد. دیگر به نظر نمی رسد که گروهی دانشجوی ژولیده
مانند آن روزها در پاریس، در خانه اش باشند. اینک او می تواند این گونه افراد را در دفترش در ساعات
١- این تلگراف دارای دو قسمت است که تا به حال فقط قسمت اول آن پیدا شده است. ٢- ”ر“ مخفف راترفورد است.