اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤١٦ - تغییرات در محیط خارج از ایران
شروع به مدرنیزه اقتصاد و ارتش کرد تا ایران را از مداخلات خارجی آزاد کند. اما او از تاج و تخت توسط
انگلیس و شوروی در سال ١٩٤١ برکنار شد و ایران دوباره بیشتر به صورت یک منطقه درآمد تا یک
کشور؛ نیروهای مسلح اش در طول چند ساعت شکست خوردند. سرزمین آن به وسیله کشورهای دیگر
اشغال شده و به عنوان یک راه ترانزیتی به شوروی مورد استفاده قرار گرفت. تنها فشار آمریکا و سازمان
ملل و سیاست مزورانه ایرانیها بود که این نیروهای خارجی را در سال ١٩٤٦ از ایران بیرون کرد.
عکس العمل این تحقیرها غیرقابل اجتناب بود. جنبش ملی نضج گرفت و موقعیت ممتاز و مخصوص
شرکت نفت ایران و انگلیس را به عنوان سمبلی از استثمار ایران به وسیله بیگانگان هدف قرار داد. جبهه
ملی که شدیداً تحت نفوذ کمونیستها بود با شاه بر سر کنترل دولت و قوای نظامی به مبارزه برخاست و
تقریباً پیروز شد. شاه دوباره به کمک آمریکا به تاج و تخت برگشت. بالاخره قدرت سیاسی خود را اعمال
کرده و قدرت چپی ها را با ارتش آموزش دیده آمریکاییش و نیروهای امنیتی درهم شکست. اما
خاطره هایی که به جای مانده بود بسیار تلخ بود. کنترل صنعت نفت جهانی توسط غرب بعد از ملی شدن
نفت در سال ١٩٥١، ایران را تقریباً ورشکسته کرد و بقاء شاه متکی به پشتیبانی خارجی و استقلال و
تمامیت ارضی آن منوط به حضور افراد آمریکایی و موافقتنامه های امنیتی بود. با پذیرش اینکه احتیاج
موقتی به کمکهای نظامی و اقتصادی برای ساختن ایران خودکفا مورد نیاز است شاه در جستجوی راهی
برای متمرکز کردن قدرتش بود تا راههایی برای آزادی ایران از وابستگی به خارج پیدا کند. این نقطه
برگشت در اوایل سال ١٩٦٠ جامه عمل بخود پوشاند. پس از نابود کردن چپی ها شاه دست راستیها را با
اصلاحات ارضی و مدرنیزه کردن اجتماعی به مبارزه طلبید و با یک درگیری خونین در سال ١٩٦٣ پیروز
شد. رشد جهانی اقتصاد تقاضا برای نفت ایران را افزایش داد و معاهده کنسرسیوم در سال ١٩٥٤ باعث
افزایش درآمد ایران از نفت شد و به ایران فرصت داد که هر دو، یعنی رشد اقتصادی و مدرنیزه کردن نظامی،
را از نظر مالی تأمین کند. زمینه برای سیاست خارجی قطعی تر برای ایران فراهم شد.
تغییرات در محیط خارج از ایران
تغییرات در محیط خارج از ایران
شاه از عربهای ملّی گرای رادیکال حداقل بعد از کودتای ١٩٥٨ عراق و مداخله مصر در جنگ داخلی
یمن که بعد از انقلاب ١٩٦٢ شکل گرفت هراسناک بود. کوتاهی آمریکا در پشتیبانی از پاکستان در جنگ
١٩٦٥ با هندوستان شاه را متقاعد کرد که نمی تواند به پشتیبانی نظامی آمریکا در یک برخورد منطقه ای
متکی باشد. این حوادث به او انگیزه بیش از حد کافی داد تا نیروهای نظامیش را بازسازی کرده و منابع
تهیه این وسایل را تنوع بخشد و هرجا که ممکن است، تهدیدها را خنثی کند. در سال ١٩٦٦ آمریکا
موافقت کرد که فانتوم های F/٤(اف ٤) به ایران بفروشد و با این کار یک نوع اسلحه جدید به خلیج فارس
فرستاد و به ایران بعد از تحویل این سلاحها در ١٩٦٨ موقعیت تسلط نظامی بر منطقه را داد. جنگ اعراب
و اسرائیل در سال ١٩٦٧ احتیاج به یک نیروی نظامی برتر در یک محیط احتمالاً خصمانه عرب را بیشتر
نشان داد. مهمترین تغییرات، قدرتهای بزرگ را درگیر می کرد که مدتها مانع سیاست خارجی ایران بودند.
اعلامیه ١٩٦٢ ایران مبنی بر اینکه اجازه نخواهد داد پایگاههای موشکهای خارجی در ایران باشد، کافی
بود که روابط ایران و شوروی عادی و نیروهای نظامی ایران از مرزهای شوروی آزاد و در امان باشند.
شاه خروج انگلیسیها را از خلیج فارس پیش بینی کرد و فعالیتهای نظامی دیپلماتیک خود را در منطقه