اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٦٠ - وضع جاری
(هواپیمای میگ، موشک، تانک) با قیمت و شرایط جالب توجه بخرد (معمولاً با اعتبار ٥/٢ درصد).
کشورهای اروپای غربی و انگلستان، به نظر می آید که آماده برای فروش تولیدات نظامی خود بدون
محدودیت هستند، هر چند که شرایط اعتبار آن ها مانند شرایط اتحاد جماهیر شوروی جالب توجه نیست.
به طور کلی، نظر هیئت کشور ما این بوده است که مؤثرترین محدودیت ما بر روی فروش اضافی، در
راهنمایی دقیق تکنیکی و تشویق حرفه ای «گروه نظامی آمریکا در ایران» نهفته است. در نیل به این هدف
ما پیشرفتهایی در زمینه به فکر واداشتن ایرانیان درباره هزینه های مستمر که با خرید دستگاه های اسلحه
همراه است، داشته ایم و به ویژه آنها را واداشته ایم که از عامل محدودکننده پرسنل آموزش دیده برای به کار
انداختن و نگهداری دستگاهها، آگاهی حاصل نمایند. بعضی خریدها از قدرتهای غربی قابل قبول و
احتمالاً به لحاظ سیاسی مطلوب است. اما محدودیتها و مشکلات عملی، اساسی هستند و از مشاهده
خرید تجهیزات بیشتر از دیگران ناخشنود خواهیم گردید. ما در واشنگتن به این نتیجه رسیده ایم که پس از
تمام بحثهای انجام شده در اینجا چنانچه شاه بالاخره عزم خود را مبنی بر خرید معدودی تجهیزات نظامی
جزم نموده است، آن را دریافت خواهد داشت. و در صورتی که ما مایل به فراهم آوردن آن نبودیم یا از
انجام این کار برنیامدیم می تواند از دیگران دریافت نماید.
در سالهای اخیر نیز به این امر واقف شده ایم که کوشش در راه تشویق او برای نخریدن تجهیزات و
متقاعد کردن او به اینکه تهدیدات را آگراندیسمان می کند، بی فایده خواهد بود. فی المثل، بحث درباره
ضعف همسایگان عرب او به عنوان موضوعی بی ربط به کناری نهاده شده و شاه با نظری انتقادی درباره
کیفیت متغیر رهبری آنها ذکر نموده است و از امکان اتحاد آنها علیه وی و غیره.
وضع جاری
تمرکز شاه بر مسایل امنیتی، که احساس می کند با عقب کشیدن انگلیس از خلیج فارس، باید به عهده
گیرد، موجد احساس ضرورت بیشتری برای «نیازمندیهای» نظامی گردیده است. در سال ١٩٦٨ با او یک
«لیست توضیحی» از نیازهای نظامی دوربرد تهیه کردیم که توقعات نسبتا زیاد او را سطح
٠٠٠/٠٠٠/٦٠٠ دلار تنزل داد. قرار بر این شد که این مبلغ در ١٠٠ میلیون دلار، سهام خارجی سالانه
سرمایه گذاری شود، البته زیر نظر بررسی اقتصاد سالیانه و اقدام کنگره بر برنامه کمکهای نظامی و
سرمایه گذاری آن.
بلافاصله مشکلات با سهام خارجی سال گذشته، یعنی هفتمین سهام خارجی (که در ١٩٦٤ شروع
شده بود) آغاز گردید. بطن مشکل این بود که شاه اصرار داشت که دو اسکادران ٤ F-به این سهم افزوده
شود تا تحویل آن را در پایان ١٩٧١ تضمین نماید. هزینه این اسکادران به قیمت رایج ٣/١٣٣ میلیون دلار
بود و این هزینه بیم آن می رفت که به ١٤٣ میلیون دلار برسد مگر اینکه تعهدی آشکار به خرید داده می شد.
پس از کش و قوس بسیار مشکل به این ترتیب رفع شد که دولت ایران ٤F-ها را با اعتبار بخرد و دولت
آمریکا «تنخواه گردان اضافی» را تأیید نماید، یعنی هزینه ٧/٥٣ میلیون دلار ٤Fها را برای سهام خارجی
هشتم در سال مالی ١٩٧٠ به تعویق بیندازد. قرار بر این شد که دولت ایران، در صورتی که اعتبار دولت
آمریکا برای سال مالی ١٩٧٠ پرداخت نشود، ریسک ها را عهده دار شود، اما وزارت در طریق گرفتن تأیید
از وزارت دفاع و کنگره درباره مفهوم تنخواه گردان اضافی سعی جدی مبذول داشت. این نکته را نیز متذکر