اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٣٧ - معرفی کتاب دخالتهای آمریکا در ایران (١)
عدم فروش اسلحه توسط آمریکا می کند. آمریکاییها بنا به مصالح کلی خود در آن زمان برآوردن تمامی
آرزوهای جاه طلبانه شاه را ضروری نمی دیدند، آرزوهایی که از طرف شاه با عنوان کردن بهانه هایی چون
خطر ناصر عنوان می شد، ضمن اینکه چندان بی میل نبودند که عکس العملهای شاه را در این رابطه و میزان
جسارتش را در نزدیک شدن به شوروی برای دریافت سلاحهای بیشتر ارزیابی کنند. در نهایت شاه رفتار
آمریکاییها را با خودش تعبیر به رفتار با یک نوکر کرده است و آمریکاییها عملاً به وی می فهمانند که بیشتر
از یک نوکر نیز، قدرت ابراز نظر و بروز اراده از خود را ندارد. در واقع این سند مؤید این مطلب است که
رژیمی با خصوصیات رژیم شاه، هرگز بدون اتکاء به آمریکا نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.
نکته قابل توجه دیگر، تمایل روسها به فروش سلاح به رژیم شاه است. دو سال پس از سرکوبی حرکت
انقلابی مردم مسلمان ما در خرداد ٤٢ (١٩٦٣) می بینیم روسها با دست باز حاضر به فروش سلاحهای
پیشرفته خود به شاه هستند، هرچند با جوی که آمریکا برای شاه قهرا ایجاد می کند، در این راه موفقیت
چندانی کسب نمی کنند و روابط حسن همجواری را با فروش بخشی از سلاحهای درخواستی شاه و تأیید
شده توسط آمریکا حفظ می کنند، که خود این مسئله میزان صداقت مدعیان حمایت از مبارزات
آزادیبخش خلقهای جهان بر علیه امپریالیسم را آشکارتر می کند. و به راستی چه ساده اندیش بوده اند
اسرائیل بوده است. علاوه بر آن ١٦% نفت ایران برای اروپای غربی و ٢٤% آن به ژاپن صادر می شده که در
گذشته نزدیک هم پیمانان آمریکای جنایتکار در تحریم اقتصادی علیه ایران بوده اند، به طور کلی
برنامه های اقتصادی که توسط آمریکا طرح ریزی می شد، متضمن این بود که نیروی انسانی ماهر و کارگر
متخصص جذب صنایع جدید شوند و بدین ترتیب روزبه روز از تعداد کارگران کاسته می شد. جالب توجه
است که واشبورن، عنصر سابق دستگاه جاسوسی شیطان بزرگ در ایران در نامه ای به هلمز (سند شماره
١١) اقرار می کند که کمی حقوق کارمندان و کارگران مستضعف مربوط به آمریکا و خرید کلان سلاحهای
آمریکایی است. در سند شماره ١٩، آمریکای جنایتکار اعتراف می کند، که موقعیت دولت ایران در به ثمر
رساندن یک اقتصاد غیر متکی به نفت در سال ١٩٩٠ که نفت، به پایان غیرقابل قبول به نظر می رسد، در
عین حال با توجه به این حقیقت تلخ، شیطان بزرگ سیاست اقتصادی رژیم شاه را مورد تأیید قرار می دهد
و از از جز این نیز انتظاری نیست. همراه با جنایات گسترده امپریالیسم آمریکا در ایران، ملت ما از هجوم
فرهنگی شیطان بزرگ نیز در امان نماند، در سندهای (١٣ و ١٤) با ذکر فعالیتهای مستقیم فرهنگی آمریکا
از انجمن ایران و آمریکا و سپاه صلح، اشاره به تشکیل مجمع تفکر جوانان در جاسوسخانه خود، متشکل
از کارمندان جوان سفارت برای جستجوی شیوه نزدیک شدن به جوانان ایرانی می شود، گذشته از اینها
نفوذ فرهنگی غرب از طریق دانشگاههای داخلی، ساخته دست خارج و اعزام دانشجویان ایرانی به
آمریکا اعمال می شود. سند شماره ١٩ در سال ١٩٧٥ آماری ارائه می دهد مبنی بر اینکه ٢٠ هزار
دانشجوی ایرانی در آمریکا تحصیل می کنند، و بیش از ٥٠ دانشگاه آمریکایی با مؤسسات آموزشی ایران
رابطه دارند. همچنین سند شماره ١١ به عنوان نمونه از تأسیس مرکز مطالعات مدیریت ایران تحت نظر
دانشگاه هاروارد یاد می شود، این مرکز تربیت متخصصان وابسته به امپریالیسم را همراه با حمایتهای
مداوم آمریکا برای ادامه کار آن، به عهده داشته است. مرکز برنامه ریزی برای جنایات و خیانت های
امپریالیسم خونخوار آمریکا در تهران، به اصطلاح سفارتخانه، و یا در واقع مرکز جاسوسی شیطان بزرگ
بوده است، که در سند شماره ١٣ از آن به عنوان هیئت بزرگ دیپلماتیک یاد می شود که در سال ١٩٧٤ به