اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٤٦ - پادشاه، دودمان او و دربار
باشد. خاندانهای نخبه بزرگ، اکثرا خاندانهای مادون دارند که آنها از یک یا چند طریق با طبقات متوسط
مرتبط می شوند. متوسط ها ممکن است از این قرابت منفعت یابند، هرچند که جزیی از نخبگان سیاسی
نشوند. بنابراین دوباره حدود سیستم طبقاتی به هم می خورد و احتمال تعارض طبقاتی حقیقی تقلیل
می یابد.
معیار عمده برای نخبه بودن در زمان قاجار تمکن، خرید زمین، منصب و قدرت سیاسی بود. تغییر
سلسله در ١٩٢٥ حصول نسل جدیدی از شخصیتهای نخبه را در برداشت، اما اینها به سرعت در برابر
گروه متنفذین که به سهولت عهدی را که با قاجار داشتند؛ برگرداندند، و پهلوی را جایگزین قاجار کردند،
محو شدند. در فهرست ذیل ٤٠ فامیل نخبه کشور مشخص می شوند که دوجینی از آن چهل فامیل در قرن
بیستم نیز غالب بوده اند.
فهرست خانواده ها :
عدل افخمی اکبر علم اعلم امینی اردلان آشتیانی بختیاری بیات بوشهری دفتری
دیبا دولتشاهی ابراهیمی امامی خوئی اقبال اسفندیاری فرمانفرماییان حکیمی هدایت
جهانبانی خواجه نوری خلعتبری مهدوی منصور پهلوی پناهی پیر نیا قره گزلو قشقایی قوام
صفاری سمیعی وکیلی وثوق زند زنگنه ذوالفقاری
ج پادشاهی
در رأس کلی ساخت سیاسی و اجتماعی، شاه قرار دارد. روش حکومتی وی که در خاورمیانه سنتی
معمول است ٦ خصیصه دارد.
١) فردیت : زمامدار به کار گرفتن روابط شخصی خود را به استفاده از تشکیلات رسمی دیوانسالاری
ترجیح می دهد. ٢) قرابت : آنها که به شخص رهبر نزدیکترند با نفوذترند. ٣ ) غیر رسمیت: اغلب از طرق
نهانی غیر رسمی بیشتر از مؤسسات رسمی چون احزاب سیاسی و هیئتهای مقننه برای اعمال تسلط
سیاسی و آمریت استفاده می شود. ٤ )تخاصم متعادل: رهبر همچون اکثر زیردستانش از طریق یک مشی
ایجاد تفرقه و سپس فرماندهی حکومت می کند، مخاصمه بین رقبا تشویق می شود، اما برای حفظ تعادل
بین شخصیتها و گروههای متخاصم، این آمادگی وجود دارد، که پستها تغییر داده شوند. ٥) لیاقت نظامی و
شجاعت فردی: در این سیستم در اختیار داشتن نیروی نظامی برای رهبر حکم اساسی دارد. در تاریخ
خاورمیانه تصویر یک جنگجوی قهرمان محبوبیت دارد و موفقیت (یا شکست) در صحنه کارزار به
موقعیت رهبر در صحنه سیاست داخلی اثر برجسته ای دارد. ٦) توجیه دینی: زمامداران سنتی خاورمیانه
به وسیله ارتباط دادن خود به نحوی از انحاء با ماوراء الطبیعه اقدام به توجیه زمامداری خود کرده اند.
پادشاه، دودمان او و دربار
پادشاه، دودمان او و دربار
شاه ایران مدت ٣٤ سال، یعنی بیش از هر رهبر دیگر در خاورمیانه، بر تخت بوده است. طول بقای او را
می توان نتیجه ترکیب شرایط فرهنگی، تاریخی و سیاسیش دانست که نه تنها پدید آمدن یک زمامدار
مستبد را مطلوب می داشته است، بلکه اجازه داده که شاه فعلی شخص آن زمامدار باشد. اگر چه سلسله
پهلوی سابقه طولانی ندارد و برای تأیید حقانیت خود به در دست داشتن زمامداری، فاقد قدمت تاریخی
لازم است، ولی از سرمایه مهمتری که همان سنت کشوری باشد بهره می برد. حتی در آن دورانی که ایران