آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٢ - زمينه  هاى قيام عاشورا
بايد نظام اسلامى برقرار باشد. بايد كسانى كه در صدد از بين بردن اسلام، عقايد اسلام و ارزش هاى اسلامى هستند، از بين بروند و تقيه در اين مسأله حرام است، و لو بلغ ما بلغ. اين گفتار امامرحمة الله عليه بود، اما ما شاگردهاى ايشان، البته اگر اين لياقت را داشته باشيم كه خود را شاگرد امام(قدس سره)بدانيم، ما كوتاهى كرديم و راه او را درست دنبال نكرديم. بايد مبانى فقهى اين مسأله را درست تبيين كنيم، تا مشخص شود در چه مواردى تقيه جايز و در چه مواردى واجب است. آيا مواردى هست كه تقيه جايز ولى ترك آن ارجح باشد؟ كم و بيش اين سؤال ها مطرح شده است، ولى عرض بنده اين است كه تحقيقاتى از اين قبيل گسترش پيدا كند و اين معارف در دسترس همه مردم قرار گيرد. مگر اين ها احكام دين نيست؟ و مگر در اين زمان ما به اين احكام محتاج نيستيم؟ آيا اطمينان داريم ديگر به اين احكام احتياج نخواهيم داشت؟ اگر ما اين احكام را درست تبيين نكنيم، شياطين تساهل و تسامح را مطرح مىكنند و آن را به پاى اسلام مىگذارند؛ و با اين كار خود، غيرت را از مسلمان ها مىگيرند، و اين شك و شبهه را در مسلمانها ايجاد مىكنند كه چون اسم نظام، نظام اسلامى است، پس بايد تسليم همه چيز آن بود.
هنگامى كه على(عليه السلام) در رأس حكومت بود، اگر والى او خطا مىكرد، مردم نزد حضرت امير(عليه السلام) مىآمدند و اعتراض مىكردند. احتمالا اين ماجرا را شنيده ايد كه روزى على(عليه السلام) مشغول نماز بود، اقامه نماز را گفته بود و مىخواست تكبير بگويد؛ در همين حال، زنى كه از راه دورى آمده بود گفت: يا على! من با شما كارى دارم. حضرت تكبير نماز را نگفت، و فرمود: بگو چه كار دارى؟ گفت: والى اى كه براى شهر ما فرستادى به ما ظلم مىكند. اشك از چشمان على(عليه السلام) جارى شد. همان لحظه گفت: خدايا تو مىدانى من راضى نبودم به اين مردم ظلم كند؛ و امر كرد قلم و كاغذ آوردند و حكم عزل آن والى را نوشت.١ آن مردم نگفتند چون حكومت على(عليه السلام) حكومت اسلامى است، پس بايد همه جزئيات آن را پذيرفت. همچنان كه چه كسى گفته مسؤولى كه رسماً بر عليه اسلام كار مىكند، مسؤولى كه شخص رهبر در مورد او فرمود: يك كار به نفع اسلام نكرده، و بعضى از اقداماتى كه انجام مىدهد صد در صد ضد اسلام است، و من اين فرمايش مقام معظم رهبرى را به گوش خودم از زبان مبارك ايشان شنيدم، آن وقت به ما مىگويند چون حكومت اسلامى است، اعتراض نكنيد! چه كسى اين گونه گفته است؟ پس
[١] بحارالانوار، ج ٤١، ص ١١٩، باب ١٠٧، روايت ٢٧.