آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - وظيفه مسلمانان در برابر منكرات
افراد خلافكار بعد از امر به معروف و نهى از منكر تحت تأثير واقع مىشوند، دست از كار بد خود بر مىدارند و به راه راست باز مىگردند، در اين صورت ديگر شما بر آن ها حجتى نداريد و بايد با آن ها مهربانى كنيد. ايشان مرتكب اشتباهى شده بودند و به واسطه امر به معروف و نهى از منكر از راه خطا به صواب برگشتند، «فَاِنِ اتَّعَظُوا وَ ِالى الْحَقَّ رَجَعُوا فَلا سَبيلَ عَلَيْهِم»، اگر به سوى حق برگشتند و از گناهان خود توبه كرده، دست از كارهاى بد برداشتند، نعم المطلوب. اما اگر اين گونه نشد، «اِنَّما السَّبيلُ عَلى الَّذينَ يَظْلِمونَ النّاسَ وَ يَبْغُونَ فى الاَْرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ، اُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم»،١ اگر موعظه شما را نشنيدند و نسبت به جنايت، ظلم و كج روى خود اصرار ورزيدند، شما وظيفه ديگرى خواهيد داشت. بايد در مقابل آن ها به گونه ديگرى رفتار كنيد. ديگر وظيفه شما از حد سخن گفتن و ملامت كردن و حتى تندى كردن هم فراتر مىرود.
امام(عليه السلام) مىفرمايد اگر كار به اين جا رسيد كه على رغم برخورد تند، توجهى به امر به معروف و نهى از منكر نكردند، «هُنالِكَ فَجاهِدُوهُمْ بِأَبْدانِكُم» در اين جا بايد شما در مقام جهاد بر آييد، چنين افرادى دشمن اسلام هستند و بايد با ايشان جنگيد و مبارزه كرد، «فَجاهِدُوهُمْ بِأَبْدانِكُم وَ أَبْغِضُوهُم بِقُلُوبِكُم» اين ها را از ته دل دشمن بداريد. با چنين افرادى كه گستاخ شده و علناً عليه اسلام قيام كرده، احكام اسلام را انكار مىكنند و به مقدسات اسلام اهانت روا مىدارند، بايد مبارزه كرد، و از عمق دل با آن ها دشمنى كرد. نگوييد اسلام دين محبت است! دين رأفت است! اسلام دين دشمنى هم هست. در جاى خود نهايت رأفت و رحمت را دارد و در موقع مقتضى به خشونت و تندى امر مىكند.
«أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِكُم»، ولى مواظب باشيد زمانى كه با اين گونه افراد بناى مبارزه را گذاشتيد، نيت خود را بررسى كنيد، اين جا شيطان سراغ انسان مىآيد. شيطان سراغ تارك الصلوة نمىرود تا او را به رياكارى ترغيب و تشويق كند. تارك الصلوة اصلا نماز نمىخواند تا رياكارى كند. اما وقتى كسى در مقام نماز خواندن برآيد، مخصوصاً داخل مسجد و در حضور مردم، آن گاه شيطان او را وسوسه مىكند كه مدّ «وَ لا الضّالّين» را بيش تر بكش تا مردم بگويند عجب قرائت خوبى بود! اگر كسى در مجالس عزادارى شركت نمىكند، و به فرهنگ سرا، سينما و تئاتر مىرود، شيطان با او كارى ندارد. او خود راه باطل و جهنم را پيش گرفته است. اما زمانى كه به مجلس عزادارى آمد، آن گاه شيطان او را وسوسه مىكند و مىگويد بيا تظاهر به
[١] شورى، ٤٢.