آذرخشى ديگر از آسمان كربلا
(١)
آذرخشى ديگر از آسمان كربلا
٣ ص
(٢)
مقدمه
٩ ص
(٣)
شبهاتى پيرامون عاشورا و بزرگداشت آن
١١ ص
(٤)
ـ چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟
١١ ص
(٥)
ـ چرا براى بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفتگو اكتفا نمى شود؟
١١ ص
(٦)
ـ چرا بايد به ياد وقايع عاشورا عزادارى كرد؟
١١ ص
(٧)
چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟
١٤ ص
(٨)
چرا براى بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفتگو اكتفا نمى شود؟
١٥ ص
(٩)
چرا بايد به ياد وقايع عاشورا عزادارى كرد؟
٢٢ ص
(١٠)
شبهاتى پيرامون عاشورا و بزرگداشت آن
٣١ ص
(١١)
ـ نقش عاشورا در بقاى اسلام
٣١ ص
(١٢)
ـ قداست و تحريف ناپذيرى قيام عاشورا
٣١ ص
(١٣)
نقش عاشورا در بقاى اسلام
٣٣ ص
(١٤)
قداست و تحريف ناپذيرى قيام عاشورا
٤٠ ص
(١٥)
زمينه  هاى قيام عاشورا
٤٩ ص
(١٦)
ـ پيشينه تاريخى واقعه عاشورا
٤٩ ص
(١٧)
ـ زمينه  هاى اجتماعى انحراف جامعه
٤٩ ص
(١٨)
ـ عوامل انحراف جامعه
٤٩ ص
(١٩)
ـ راه مقابله با سياست  هاى شيطانى
٤٩ ص
(٢٠)
پيشينه تاريخى واقعه عاشورا
٥٣ ص
(٢١)
زمينه  هاى اجتماعى انحراف جامعه
٥٦ ص
(٢٢)
عوامل انحراف جامعه
٥٧ ص
(٢٣)
راه مقابله با سياست  هاى شيطانى
٦٥ ص
(٢٤)
زمينه  هاى قيام عاشورا
٦٧ ص
(٢٥)
زمينه  هاى قيام عاشورا
٨٧ ص
(٢٦)
ـ روش  هاى به كارگيرى عوامل انحراف جامعه از سوى معاويه
٨٧ ص
(٢٧)
روش  هاى به كارگيرى عوامل انحراف جامعه از سوى معاويه
٩٠ ص
(٢٨)
زمينه  هاى قيام عاشورا
١٠٣ ص
(٢٩)
ـ علل انفعال جامعه در برابر فعاليت  هاى معاويه
١٠٣ ص
(٣٠)
خوددارى از بذل مال در راه خدا
١٠٣ ص
(٣١)
سستى در جانفشانى براى دين
١٠٣ ص
(٣٢)
تأثير روابط قومى و گروهى
١٠٣ ص
(٣٣)
ـ راه  هاى مقابله با عوامل انحراف در جامعه
١٠٣ ص
(٣٤)
بالا بردن سطح شناخت
١٠٣ ص
(٣٥)
افزايش سطح ايمان و معنويت
١٠٣ ص
(٣٦)
علل انفعال جامعه در برابر فعاليت  هاى معاويه
١٠٥ ص
(٣٧)
خوددارى از بذل مال در راه خدا
١٠٨ ص
(٣٨)
سستى در جانفشانى براى دين
١٠٩ ص
(٣٩)
تأثير روابط قومى و گروهى
١١٠ ص
(٤٠)
راه  هاى مقابله با عوامل انحراف در جامعه
١١٦ ص
(٤١)
بالا بردن سطح شناخت
١١٦ ص
(٤٢)
افزايش سطح ايمان و معنويت
١١٨ ص
(٤٣)
هدف از قيام عاشورا
١٢١ ص
(٤٤)
مفهوم اصلاح
١٢١ ص
(٤٥)
تأثير نظام ارزشى در تعريف اصلاح
١٢١ ص
(٤٦)
اصلاح از ديدگاه منافقان
١٢١ ص
(٤٧)
اصلاح مطلوب
١٢١ ص
(٤٨)
مفهوم اصلاح
١٢٤ ص
(٤٩)
تأثير نظام ارزشى در تعريف اصلاح
١٢٧ ص
(٥٠)
اصلاح از ديدگاه منافقان
١٣١ ص
(٥١)
اصلاح مطلوب
١٣٣ ص
(٥٢)
هدف از قيام عاشورا
١٣٩ ص
(٥٣)
ـ امر به معروف و نهى از منكر
١٣٩ ص
(٥٤)
اهميت امر به معروف و نهى از منكر
١٣٩ ص
(٥٥)
وظيفه مسلمانان در برابر منكرات
١٣٩ ص
(٥٦)
عاقبت ترك امر به معروف و نهى از منكر
١٣٩ ص
(٥٧)
امر به معروف و نهى از منكر
١٤٢ ص
(٥٨)
اهميت امر به معروف و نهى از منكر
١٤٢ ص
(٥٩)
وظيفه مسلمانان در برابر منكرات
١٤٨ ص
(٦٠)
عاقبت ترك امر به معروف و نهى از منكر
١٥٣ ص
(٦١)
امر به معروف و نهى از منكر
١٥٧ ص
(٦٢)
ـ نمونه  اى ديگر از سرانجام ترك امر به معروف
١٥٧ ص
(٦٣)
ـ گستره معناى امر به معروف و نهى از منكر
١٥٧ ص
(٦٤)
ـ گستره معناى جهاد
١٥٧ ص
(٦٥)
گستره معناى امر به معروف و نهى از منكر
١٦٤ ص
(٦٦)
نمونه  اى ديگر از سرانجام ترك امر به معروف
١٦٣ ص
(٦٧)
گستره معناى جهاد
١٦٧ ص
(٦٨)
امر به معروف و نهى از منكر
١٧٧ ص
(٦٩)
ـ مصاديق امر به معروف و نهى از منكر به معنى عام
١٧٧ ص
(٧٠)
تعليم جاهل
١٧٧ ص
(٧١)
تذكر و موعظه
١٧٧ ص
(٧٢)
برخورد اجتماعى با توطئه  ها
١٧٧ ص
(٧٣)
مقابله با تهاجم فرهنگى
١٧٧ ص
(٧٤)
جهاد و شهادت  طلبى براى بيدار كردن جامعه
١٧٧ ص
(٧٥)
مصاديق امر به معروف و نهى از منكر به معنى عام
١٨٠ ص
(٧٦)
تعليم جاهل
١٨٠ ص
(٧٧)
تذكر و موعظه
١٨٣ ص
(٧٨)
برخورد اجتماعى با توطئه  ها
١٨٧ ص
(٧٩)
مقابله با تهاجم فرهنگى
١٩١ ص
(٨٠)
جهاد و شهادت  طلبى براى بيدار كردن جامعه
١٩٤ ص
(٨١)
وظايف حكومت و مردم در شرايط حاضر
١٩٩ ص
(٨٢)
ـ وظيفه حكومت و جامعه در زمينه آموزش احكام و مسائل
١٩٩ ص
(٨٣)
ـ وظيفه حكومت و جامعه در برابر توطئه  هاى دشمنان
١٩٩ ص
(٨٤)
ـ علل فراموش شدن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر
١٩٩ ص
(٨٥)
ـ ايجاد تشكل  هاى اسلامى براى انجام فعاليت  هاى اجتماعى
١٩٩ ص
(٨٦)
وظيفه حكومت و جامعه در زمينه آموزش احكام و مسائل
٢٠٢ ص
(٨٧)
وظيفه حكومت و جامعه در برابر توطئه  هاى دشمنان
٢٠٧ ص
(٨٨)
علل فراموش شدن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر
٢٠٨ ص
(٨٩)
ايجاد تشكل  هاى اسلامى براى انجام فعاليت  هاى اجتماعى
٢١١ ص
(٩٠)
امر به معروف و نهى از منكر در قرآن
٢٢١ ص
(٩١)
ـ معناى اصطلاحى امر به معروف و نهى از منكر
٢٢١ ص
(٩٢)
ـ مراتب امر به معروف و نهى از منكر
٢٢١ ص
(٩٣)
ـ احساس مسؤوليت نسبت به ديگران
٢٢١ ص
(٩٤)
ـ چرا قرآن در مقابل مؤمنان تعبير منافقان را آورده است؟
٢٢١ ص
(٩٥)
معناى اصطلاحى امر به معروف و نهى از منكر
٢٢٣ ص
(٩٦)
طيف مراتب امر به معروف و نهى از منكر
٢٢٤ ص
(٩٧)
در چه مواردى مردم مجاز به برخورد فيزيكى هستند؟
٢٢٥ ص
(٩٨)
احساس مسؤوليت نسبت به ديگران
٢٢٦ ص
(٩٩)
نظام ارزشى فردگرا و نظام ارزشى جامعه  گرا
٢٢٧ ص
(١٠٠)
نگرش اسلام به انسان
٢٢٧ ص
(١٠١)
نگرش غرب به انسان
٢٢٨ ص
(١٠٢)
ضرورت نظارت جامعه بر اعمال ديگران
٢٢٨ ص
(١٠٣)
حدود نظارت جامعه بر اعمال ديگران
٢٣٠ ص
(١٠٤)
نگرش غرب نسبت به نظارت بر امور معنوى
٢٣٠ ص
(١٠٥)
نگرش قرآن به امر به معروف و نهى از منكر
٢٣٢ ص
(١٠٦)
نگرش اسلام نسبت به نظارت بر امور معنوى
٢٣١ ص
(١٠٧)
چگونه در جامعه اسلامى امر به منكر و نهى از معروف امكان دارد؟
٢٣٦ ص
(١٠٨)
چرا قرآن در مقابل مؤمنان تعبير منافقان را آورده است؟
٢٣٤ ص
(١٠٩)
ولايت مؤمنان بر يكديگر
٢٣٤ ص
(١١٠)
چگونه در جامعه اسلامى امر به منكر و نهى از معروف امكان دارد؟
٢٣٦ ص
 
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص

آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣ - نگرش اسلام نسبت به نظارت بر امور معنوى

را بكند، به او مى‌گويند به تو چه! ولى در اسلام، اين گونه نيست؛ بلكه مى‌گويد همه يكى هستند، و همان طور كه خود را از گناه دور مى‌كنند، وظيفه دارند ديگران را هم از گناه دور كنند. علاوه بر آن بينشى كه بر اساس امر اخلاقى و عاطفه انسانى مى‌گويد اگر انسانى قرار است در اثر گناه بسوزد، نگذار بسوزد؛ اسلام مى‌گويد، امر الهى بر ما واجب مى‌كند كه نگذاريم بسوزد. بلكه اين كار، اوجب واجبات است، طبق آن روايت كه فرمود: «اِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ ... فَريضَةٌ عَظيمَةٌ بِها تُقامُ الْفَرائِض»١ مهم ترين وظيفه اى كه خدا بر بندگانش واجب كرده است، امر به معروف است. «بها تقام الفرايض،» اگر امر به معروف و نهى از منكر اجرا نشود، ساير فرايض هم ترك خواهد شد، بقاى ساير فرايض در جامعه، در گرو اين است كه امر به معروف و نهى از منكر اجرا شود. اگر در جامعه به امر به معروف عمل شد به ساير واجبات هم عمل خواهد شد، و اگر امر به معروف ترك شد، بقيه واجبات هم ترك مى‌شود. پس براى اين كه آمر به معروف بتواند به ديگرى به زبان گوشزد كند و بعد عملا جلوى او را بگيرد، بايد نسبت به او نوعى ولايت داشته باشد. يعنى قانون بايد به او يك تسلط قانونى بدهد كه بتواند جلوى او را بگيرد. اين نوعى ولايت است، شايد منظور خداوند كه مى‌فرمايد: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اُولِياءُ بَعْض» اين است كه خداى متعال چنين ولايتى را به مسلمانان داده است كه نسبت به همديگر بتوانند امر به معروف و نهى از منكر كنند.

معناى ديگرى كه مى‌توان براى ولايت ذكر كرد همان معناى معروف «دوستى» است. يعنى چون مؤمنان و مؤمنات نسبت به همديگر محبت دارند، يكديگر را دوست دارند، و دلسوز همديگر هستند، لذا نمى‌خواهند به گناه مبتلا شوند، نمى‌خواهند كارى بكنند و راهى بروند كه نهايت آن، عذاب ابدى هست. آن محبت حاكم بر مؤمنان و مؤمنات ايجاب مى‌كند كه امر به معروف و نهى از منكر در ميان آن ها وجود داشته باشد.

شايد در اين آيه از هر دو معنا بتوان استفاده كرد.

اما وقتى خداوند در مقابل مؤمنان صحبت از منافقان مى‌كند، مى‌فرمايد: «اَلْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُم مِنْ بَعْض» و نمى‌فرمايد: «بَعْضُهُمْ اُولِياءُ بَعْض» و به جاى «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ،» مى‌گويد: «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» در اين جا چند سؤال مطرح است كه در حد توان و ظرفيت، به بررسى آن مى‌پردازيم.

 


[١] تهذيب الاصول، ج ٦، ص ١٨١، روايت ٢١، باب ٢٢.