آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - اصلاح مطلوب
مىگويند بايد تغيير كند!١ و متأسفانه بعضى از روحانى نماها نيز چنين افتضاحاتى به بار مىآورند! آن كسانى كه خودشان را مدافع قانون اساسى مىدانند اقلا اين بى دين ها را به محاكمه بكشانند؛ شما ضروريات اسلام را انكار كرده ايد! شما آبروى اسلام را در كشورهاى خارجى برده ايد! دفاع از قانون اساسى اين ها را اقتضا نمىكند؟ آيا فقط اقتضا مىكند كه جلوى روزنامه ها را باز بگذاريم تا هر غلطى مىخواهند بكنند؟ هر جسارتى مىخواهند به مقدسات بكنند؟ فقط در اين صورت دفاع از قانون اساسى مىشود؟ انصاف كجاست؟ شرف كجاست؟
امام حسين(عليه السلام) مىفرمايد: «أَنَا أَولى بِنُصْرَةِ دينِ اللّهِ وَ اِعْزازِ شَرْعِه» من به اين كه دين خدا را يارى كنم و شريعت خدا را عزيز گردانم اولى هستم. اين ها شريعت خدا را منزوى و ذليل كردند، از جامعه كنار زدند، من كه پسر پيامبرم(صلى الله عليه وآله)اولى هستم به اين كه در مقام عزيز كردن شريعت خدا بر آيم. «وَ الْجِهادِ فى سَبيلِهِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللّهِ هِى الْعُلْيا» من بايد در راه خدا جهاد كنم، ابى عبد الله حركت خود را جهاد در راه خدا مىداند، با اين هدف كه «لتكون كلمة الله هى العليا» تا سخن خدا برترين باشد، كسى بالاتر از سخن خدا حرفى نگويد، آن جا كه گفتند «خدا گفته است»، همه خضوع كنند. نه اين كه بگويد خدا گفته، ولى اين حرف براى ١٤٠٠ سال پيش خوب است! امروز خود ما بهتر از خدا مىفهميم!
هدفى كه امام حسين(عليه السلام) در وصيت نامه خود براى برادرش فرمود اين بود، «انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى» شايد كلمه «طلب» اشاره به اين مطلب باشد كه، من نمىگويم مىتوانم چنين كارى را انجام دهم، همه مشكلات را حل و فسادها را برطرف كنم، اما در اين راه تكاپو مىكنم و قدم برمىدارم؛ نهايت سعى خود را مىكنم، اگر مردم هم كمك كرده و به وظيفه شان عمل كردند، اين كار انجام خواهد شد، مفاسد اصلاح خواهد شد. اما اگر مردم كمك نكردند، من به وظيفه خود عمل كرده ام. پس هدف «طلب الاصلاح» بود، و اين هدف به بهترين وجه تحقق پيدا كرد.
آيا از دست يك انسان يا مجموعه كوچكى از انسان ها بيش از اين بر مىآمد كه چنين تحولى ايجاد كند؟ تحولى كه بعد از هزار و سيصد و چند سال اين چنين هيجان در مردم پيدا شود، از شرق و غرب عالم براى حسين(عليه السلام) گريه كنند، به ياد حسين(عليه السلام) و براى احياى دين خدا قيام كنند. يكى از ثمرات آن، انقلاب اسلامى ايران بود و نظير چنين ثمراتى در تاريخ
[١] ر.ك: كيهان، ٢٣، ٢٤ و ٢٥ فروردين ١٣٧٩، گزارش هاى مربوط به كنفرانس برلين.